تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
ميگرداند كه اين كمينه غلام موروثى فقير حقير كسير را ، درين دو سال چنانچه پوشيده نباشد ، انواع اختلال به حال راه يافته بود تا بحسن نظر عواطف و يمن التفات عوارف آن حضرت كه الى يوم القيام مستدام باد ، به قدر رمقى از دنيا وى و اسباب ملازمت لابد مىيافت و نسبت با غير عنان كشيده مىداشت و درين هشت ماه به مقدار حاجت ، دست « 1 » ضرورت از حق الانشاء و طيارات چيزى پيدا ساخت و اضافهء حق - الحساب گردانيده بدولت آن حضرت چند چهار پاى خريده و خرج زمستان و تابستان و سفر و حضر از آن كرده و در آستان آسمان ميان آن حضرت اميدوارى بسيار بسرفرازى و افتخار بر اهل روزگار داشت و دارد . رجاء واثق و وثوق صادق كه در ظل دولت غلامان گيتى پناه بمنتهاى همت و مقصود غايت برسد .
از تو در نعمت و جاه‌اند بسى نااهلان * پس بهر حال من اهل سزاوارترم
مختصر آنكه غريب و بىكس و عاجز و ناتوان و مستمند و پريشان مانده ، بجز مرحمت و اصطناع پادشاهانهء آن حضرت ملاذ و ملجائى ندارد . تشويشى ديد و بىادبئى كشيد كه لا اذن سمعت و لا عين رأت . يقين آنكه از حكمتى خالى نباشد .
در ضمن هر بلائى مدرج سعادتيست * مغز لطيف تعبيه در استخوان بود
و اين معنى را ، كه مستلزم صلاح حال و تنبه از اغفال ذات است ، ذخر ايام شمرد و تاج تارك نجات ساخت و در قصاص جاى ادب سر خجالت در پيش دارد و بگناه
هامش
( 1 ) - به علت منحصر بودن نسخه به همان نقل صورت متن اكتفا شد و از تصحيح قياسى خوددارى گرديد