ارجمند از برادر و فرزند و خويش و پيوند و امراى عظام و غير ذلك اگر سهوى يا تقصيرى بظهور پيوسته است ، آن را از نظر اعتبار ساقط داشته كان لم يكن شيئا مذكورا دانستهايم و مرحمت و شفقت عميم دربارهء ايشان نقصان و زوال نيافته و به نسبت فرزند مشار اليه چون همان قاعده مرعى است ، بلكه در قسمت ولايات محروسه ، ببعضى از اولاد امجاد ملك استراباد را كه معظم بلاد است با بعضى از ولايات ديگر به دو ارزانى داشتيم كه فرزند اعز امجد سعادت يار ، فارس باديهء رضا طلبى و فرزندى ، زاير كعبهء سعادت و ارجمندى ، محمد محسن بهادر ، بواسطه نقارى كه ميان برادران و ابناى جنس مىباشد ، متوجه استراباد شده بود و هر چند ازينجانب التماس مدد و كومك نمود ، مأمولش درجهء قبول نيافت و منع بسيار نيز فرموديم .
اكنون كه آن عاليجناب قدم استشفاع در ميان رفع حجاب آن فرزند نهادهاند و صحيفهء و داد مشتمل بر سفارش او فرستاده ، يقين كه آن مقصود بر وجه احسن از مكمن غيب چهره خواهد گشود و جز مآثر شفقت و التفات دربارهء آن فرزند امرى واقع نخواهد بود .
مترقب آنكه بنوعى كه اراده فرمودهاند پيوسته حدايق مخالطت و بساتين مصادقت را بر شحات جويبار مودت سرسبز و سيرآب گردانيده « 1 » ] ابواب مراسلات مفتوح دارند . [ صحايف « 2 » ] مجد و اقبال از شوايب غبار زوال و نكال مصفى باد . « 3 »
هامش
( 1 ) - اين قسمت را نسخهء ارمغان ندارد
( 2 ) - نسخهء پاريس : [ صفحهء ]
( 3 ) منشآت خواجه عبد اللّه و مجلهء ارمغان سال چهاردهم ص 453 - 451