زهى سلام تو آسايش و سكينهء روح * زهى كلام تو مفتاح گنجهاى فتوح
« وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً
« 1 »
»
بر بقاى عمر و دولت و دوستكامى و بسطت آن حضرت گردون منقبت بركت باد و حق سبحانه و تعالى سايهء معدلتش بر سر خلايق پاينده داراد ! به حق حقه .
بنا بر خلوص نيت و حسن طويت ، كه به نسبت با حضرت معدلت پناهى از آب صافى روشنتر است ، واجب ديد صورت حال انها كردن : فرزند دلبندم زين العابدين طول اللّه عمره فى ظل عنايتكم ، او را به خدا و به خداوند سپردم و ديگر فرزندان طفل و برادرانم را بجناب ممالك پناهى سفارش نمودن . چه بحقيقت دولتخواهى آن حضرت را ذخر اعقاب دانستهام . چنانچه از سجيت كريم و لطف عميم آن يگانهء زمان و زمين سزد ، مضمون « ان حسن العهد من الايمان » به كار بسته ، بر قاعدهء مستمر ايشان را بجانب مبارك خود مخصوص فرمايد و ظلال اشفاق بر احوال پريشان ايشان گستراند ، بموجبى كه آثار آن صغار و كبار ايران و توران مشاهده نمايند و در قرنها باز گويند و حاسدان و قاصدان كه سالهاى دراز در آرزوى چنين روزى بوده ، مجال شماتت و محل استيلا نيابند و اين معنى موجب ادخار ذكر جميل شود و اين دوست مخلص را كه با عهد و ميثاق مودت و سعادت ، نيل قربت توفيق عزلت يافته ، بفاتحه و دعاى خير ياد فرمايند تا از فحواى
« يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ
« 2 »
»
محروم نمانند . ان شاء اللّه تعالى وحده العزيز . هذا ما عهدنا اليه و العهدة فى الدارين عليه . همواره بتوفيق اين مبرات از حضرت واهب العطيات موفق باد و حق سبحانه و تعالى بر عمر باقيش بركت كناد ! بمحمد و عترته
هامش
( 1 ) - سورهء كهف 44
( 2 ) - سورهء يس آيات 25 و 26