مكتوب شاه شجاع بسلطان احمد ايلكانى در بستر مرگ
شاه شجاع احتياطا فرزندان خود را بسلطان احمد نيز سپرد . ولى بهمانقدر كه او را از لحاظ قدرت و عظمت كوچكتر از تيمور تشخيص داده بود ، از طول و تفصيل كلام كاست و بالنتيجه نامهء بسيار مختصرى به دو نوشت . بايد يادآور شويم كه هر چند شاه شجاع با سلطان اويس پدر و سلطان حسين برادر سلطان احمد ميانه خوبى نداشت ( رجوع شود بتواريخ مربوط به آل مظفر و آل جلاير ) ولى ارتباطش با سلطان احمد كم و بيش دوستانه بود .
زندگانى فرزند سلطان اعظم ، شهسوار عرصهء فتح و فيروزى ، معين الدنيا و الدين سلطان احمد خلد اللّه ملكه و سلطانه در مراضى حق سبحانه و تعالى بسيار سال پاينده باد .
معلوم فرموده باشد و بفرمايد كه درين مدت كه حوالهء اين امر بزرگ بدين ضعيف رفته بود ، بچه نوع معاش كرده و بحالتى كه آدمى را از آن چاره نيست رسيديم و بىحسرت ميرويم .
بعد اللّه تعالى ، سفارش فرزندان به آن جناب مىرود تا چنانچه از حسن اخلاق شهريارى سزد ، ايشان را مخصوص خود دانسته ، سخن اعدا و حساد كه سالهاست تا چنين روز را منتظرند ، در حق ايشان نشنود و رعايت و مراقبت فرمايند ، چنان كه در ايران و توران پسنديده باشد .
اخلاص و دولتخواهى را چون ضمير پاك واقف است ، مكرر نميكند . بگذاشتيم تا كرم او چه مىكند « 1 » .
المحتاج الى الله شاه شجاع
هامش
( 1 ) - روضة الصفا جلد چهارم ، تاريخ عصر حافظ مرحوم دكتر غنى