تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
آسمانى و تحرى مراضى سبحانى ابدا موفق و مؤيد و حق عز و جل و علا آن يگانهء جهان را در مقاصد دينى و دنيوى باعلى مدارج مرادات و اقصى معارج مرامات برساناد ! بمنه الكريم وجوده القديم . بعد از تبليغ ادعيهء صالحه و اثنيهء فايحه كه وسيلهء مخلصان حقيقى است ، انهاء مىگرداند كه بر رأى ارباب الباب روشن و مبرهن است كه دار دنيا محل حوادث و مكان مكاره است و اصحاب عقول بزخارف مموه او التفات ننموده‌اند و نعيم باقى را بر جهان فانى راجح داشته و بحقيقت دانسته‌اند كه فناى هر مخلوقى از قبيل واجبات است و بقاى هر موجودى از مقولهء ممتنعات . چند روزى كه از بارگاه مهيمن بيچون تقدس و تعالى منشور
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 1 »
»
ارزانى شده و اعنهء اختيار جوقى از بندگان خداى تعالى بقبضهء اقتدار اين ضعيف نهاده بود ، بر حسب قدرت و امكان در اعلاء اعلام دين و امضاى احكام شرع مبين و اتباع اوامر سيد المرسلين كوشيده ، استقامت احوال رعايا و زير دستان را ، خالصا لوجه اللّه تعالى ، مطمح نظر همت خود ساخته ، بعون عناية اللّه و فيض فضل نامتناهى ، آنچه مقدور بود معاش با كافهء خلايق بوجهى كرده - شد كه شمه‌اى بمسامع عليه رسيده باشد . چون نسبت با جناب معدلت پناهى عهد مصادقت و عقد مخالصت بروابط خلود منعقد شده بود ، فتوح روزگار دانسته در ابقاء آن ثابت دم و راسخ قدم زيست و پيوسته مكنون خاطر و مكتوم ضمير آن بود كه :
بقيامت برم آن عهد كه بستم با تو * تا در آن روز نگوئى كه وفائيت نبود
و از آن حضرت ، على التعاقب و التوالى ، زلال الطاف و سلسال اعطاف ، چنانچه خلايق را مشكور و مستحسن داشته ، مترشح بوده اين معنى موجب مباهات مىدانست
هامش
( 1 ) - قرآن سورهء آل عمران 25 .
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 14 | عبد الحسين نوائى