تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
آن شده در ملكت سلطان پناه * خاطر او « نور بخش » مهر و ماه
المرتقى بعوالى الهمم عن حضايض النا سوتية ، المتجلى بانوار الحقايق اللاهوتية خلد اللّه تعالى ظلال كرامته لاشاعة الحق و اليقين و ابد كمال امامته لاسناده معالم الحقيقة و الدين ، بعد از خدمات مخلصانه از كدورات ريا خالى و دعوات نيازمندانه بزيور استكانت حالى ، معروض عتبهء « 1 » قدسى پناه ميدارد كه آرزومندى به نيل تقبيل « 2 » كرامت انجام كه شعار قدوسيان است بغايتى رسيده كه لا تسعه الطوامير و لا تتحمله المسامير . ضمير پاك منيرت گواه حال من است . حصول آن مأمول از خزانهء كرم غيبى و الطاف بيكرانهء لا ريبى ميسر و مقدر باد . اند رؤف بالعباد . بعد هذا مزبور صحيفهء عرض آنكه درين وقت استماع افتاد كه حضرت عصمت شعارى ، عفت قبابى ،
درى برج كرامت فلك اختر سعد * بحر در دانهء شاهى صدف گوهر پاك « 3 »
خديجة العهد و الاوان ، بلقيس العصر و الزمان ، اعنى والدهء بزرگوار آن حضرت ازين خاكدان سفلى ميل حظاير علوى نموده .
آنچنان سوى خلد شد معصوم * كه وجودش بموت شد معلوم
شدت مفارقت بسبب اين مصيبت عظمى تضاعف پذيرفت . تكثرت الاتصال على الانفصال . بعد از اقامت شرايط تعزيت قلب مهجور و قالب رنجور را بسعادت بقا و اميد لقاء نور بخش حضرت كرامت پناهى تسلى مىدهد .
مصيبت اگر چه عظيم است شاها و ليكن * چه تدبير شاها تو جاويد مانى
ثانيا عرضه مىدارد كه مدت مديد شد كه ساحت اين ديار از انوار حضور فيض آثار محروم مانده و عرصهء آن مملكت از اشراقات ذات فايض البركات منور و مزين است . هميشه ديدهء اميد را بشاهراه انتظار داشته سعادت قدوم افاضت ملزوم را مترقب
هامش
( 1 ) - متن : عقيده ( 2 ) - به نظر ميآيد اينجا كلمه‌اى مثل ( انامل ) افتاده باشد ( 3 ) - متن : گوهر بينائى ( ؟ )