« سواد مكتوبى كه سلطان حسين ميرزا بشاه قاسم در باب تعزيت والدهاش نوشته »
غرض قاسم پسر ارشد محمد نوربخش است كه در زمان سلطان حسين ميرزا از عراق بخراسان آمد و پيرو مرشد شاهزاده محمد معروف به كيچيك ميرزا خواهر زادهء سلطان حسين بود . بعد از فوت اين شاهزاده ، قاسم بعراق برگشته ، در رى ماند و در ضمن فتوحات شاه اسمعيل مورد توجه قرار گرفت و تا سال 927 كه سال مرگ اوست در عزت تمام زيست .
در عصر تيمورى مرد ديگرى بنام شاه قاسم منتهى ملقب بانوار وجود داشته كه شاعرى عارف و نسبة توانا بوده و چنان كه گويند با حروقيه سر و - سرى داشته و در تعاليم او اثرى از اباحت و عدم اعتنا باصول مذهبى موجود بوده ، چنان كه جامى در مورد مريدان وى گويد :
( ( اكثر ايشان از ربقهء دين اسلام خارج بودند و در دائرهء اباحت و تهاون بشرع و سنت داخل ) )
اين شاه قاسم در سراب در سال 757 متولد شده و شاگرد شيخ صدر الدين اردبيلى ( جد سلاطين صفويه ) بوده و در سال 837 در خرجرد جام روى در نقاب خاك كشيده است .
براى اطلاع بر شرح حال شاه قاسم نوربخش رجوع شود بحبيب - السير ( جزو 4 جلد 3 ) يا رجال حبيب السير 256 - 255 و در مورد قاسم انوار رجوع شود به مطلع السعدين جلد دوم . حبيب السير جزو 3 جلد 3 و رجال حبيب السير صفحات 88 ، 91 ، 93 ، 99 ، 100 : فهرست ريو ص 635 ، نفحات الانس جامى و كتاب از سعدى تا جامى .
عالى حضرت نقابت منقبت كرامت مرتبت امامت منزلت حقايق مآب ارشاد پناه امام ائمة الكشف و الانتباه ، غوث الاسلام و المسلمين ، سر اللّه تعالى فى الارضين