تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
انتقام‌گزار و صوارم صواعق كردار شدند و بعضى اسير دست سلاسل و اغلال بمستقر سلطنت و اجلال آوردند و بر همگى معلوم [ گرديد ؟ ] كه اگر چند روزى در آن ديار توقف ميفرموديم ، هر آينه او دستگير دولت قاهره ميشدى و اگر گريخته در گوشه‌اى متحصن شدى ، اكثر ممالكش بحوزهء تصرف نواب كامياب درميآمد . اما چون مقصود كلى قدر او را با او باز نمودن و ازالهء قوت و نخوت و غرور از دماغ خاطر او كردن بود ، به آن جهات ملتزم نشديم و در آن اثنا كه فتح حصن حصين از متعلقات ولايت او كه در نواحى ممالك محروسه واقع است ، ميسر شده بود ، عزيزى دانشمند و متورع را جهت استشفاع فرستاده و مجددا بناء صلح و صلاح نهاد و مؤكد بمواثيق و عهود نمود . ما نيز اعتماد و اعتقاد بر ايمان او كرده مقتضاى
« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
« 1 »
»
كاربند كرديم ، مشروط بر آنكه شرايط آن را كما هو حقه مرعى دارد و قدم انبساط از جادهء ادب بيرون ننهد و قريب دو هزار مرد از لشكريان او كه اسير بودند ، آزاد كرده ، به دو فرستاديم . اكنون معلوم شد كه عهد و پيمان او بلسان بوده است نه جنان و افعالش موافق آن اقوال نى . چنانچه رسل و رسايل از جوانب بكفار هر ديار ، دمرهم اللّه الواحد القهار ، فرستاده و ايشان را بر تعرض ديار اسلام لازالت اعلام الدين مرفوعة فيها الى يوم القيام اغواء و اغراء نمود ، چنانچه بكرات قصاد با مكاتيبش گرفته ، بمقر سلطنت آورده‌اند . اگر چه بعون اللّه تعالى و حسن تأييده اسلام و اسلاميان را از [ آن « 2 » ] ضرر و آسيبى نيست ، اما وساوس شيطنت زائل نمىگردد ، لاجرم دفع و منع او واجب است . اگر چنانچه ايشان رعايت ناموس كرده ، بانتقام او متوجه شوند ، خواه امسال و خواه [ سال ] آينده صورت حال اعلام فرمايند كه ما نيز از اين جانب با تمامى عساكر منصوره توجه مىنمائيم و او را بدين طرف ميكشيم ، تا ايشان مقاصد خود محصل فرمايند و گمان نبرند كه مثل اول بنا بر
هامش
( 1 ) - سورة الانفال : 62 ( 2 ) - متن : [ آنجه ]