« نشان حسن پادشاه در باب ايالت خراسان و ماوراء النهر بنام يادگار محمد ميرزا »
يادگار محمد پسر سلطان محمد بن بايسنقر بن ميرزا شاهرخ است .
وقتى جهان شاه بالاجبار دست از هرات برداشت يادگار محمد با او همراه شد و پيش او بود تا قضيهء قتل جهان شاه ميرزا پيش آمد و بعد ازو اوزون حسن وى را باحترام تمام پذيرفت و پيداست كه مقصد هر دو ، يعنى هم جهان شاه و هم اوزون حسن ، داشتن وسيله براى دخالت در خراسان بود .
بهر حال در 874 اوزون حسن وى را بايالت خراسان فرستاد . ولى اين شاهزاده كه طبعا مردى بيكار بوده ، ازين فرصت مناسب بهيچوجه نتوانست استفادهاى كند و چنان كه خواهد آمد يك بار در چناران از سلطان حسين ميرزا شكست خورد و بار ديگر هم شهر هرات را به علت بىتدبيرى از دست داد و جان خود را نيز بر سر آن گذاشت ( 875 ه . )
چون بميامن توفيقات الهى و محاسن تأييدات نامتناهى عنايت بىنهايت ربانى و عاطفت بىغايت سبحانى رقم اصطفينا فى الدنيا بر ناصيهء سعادت و چهرهء دولت ما كشيده و صحيفهء عزت و كامكارى و منشور شوكت و بختيارى ما بطغراى
« وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 1 »
»
محلى گردانيده و منشى مشيت
« وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ
« 2 »
»
بوقت امضاء حكم
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 3 »
»
پروانچه
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
« 4 »
»
مثال سلطنت و شهريارى و خلافت و نامدارى ما را بتوقيع
« فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
« 5 »
»
موشح ساخته و محرر تقرير آسمانى بتوقيع جهانبانى فرمان كشورستانى ما را از ديوان
« يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ
هامش
( 1 ) - سورة الانعام 88
( 2 ) - سورة البقره 249
( 3 ) - سورة البقره 29
( 4 ) - سورهء آل عمران 26
( 5 ) - سوره ص 26