ساختند كه طائر وهم را خيال دخول و خروج محال مىنمود و از شدت بأس سپاه گردون اساس روز بروز خوف و هراس آن طايفه مىافزود و عاقبة الامر از سر اضطرار صداى نداى
« فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا
« 1 »
»
بسقف گنبد دوار انداخته و پناه بآستان سعادت آشيان حضرت ارشاد پناه ، قطب فلك الهداية ، مركز دائرة الولاية ، غوث الاسلام ، مقتداى ارباب الكشف و الابهام ، نظام الحق و الطريقة و الدين خواجه عبيد اللّه « 2 » مد اللّه تعالى ظلال معرفته ، برده خدام آن حضرت را شفيع ساختند . مبنى بر اشارت با بشارت آن حضرت قدس آثار كه نزد كمال نياز و افتقار ما محض الهام ربانى و بمثابت وحى آسمانى است ، بر مضمون العفو عند القدرة عمل نموده ، اذيال عفو بر زلات آن جماعت پوشيديم و ارقام اغماض در جرايد جرائم ايشان كشيديم . در اثناى اين حالات ، سلطان حسين « 3 » بدعاوى هواجس نفسانى و وساوس شيطانى ، بتصور آنكه عرصهء خراسان از لشكرى كه بموافقت و مرافقت ما اشتغال نمودهاند ، خاليست ، غافل از آنكه سلطنت و شهريارى و مملكت و كامكارى ، محض مواهب بىعلت حضرت بارى است و اسباب و شوكت و مواد رفعت ازين معنى نشانئى و خلافت و جهانبانى و عظمت و كشورستانى نتيجهء فيض فضل ربانى و كثرت اعوان و خدم و انصار و حشم ، درين ميانه ببهانه بخراسان درآمده تا حوالى دار السلطنهء هرات آمد و با جمعى از امراء و سرداران صفدران و سپاهسالاران كه در آن نواحى بودند ، نيران قتال و جدال برافروخت . « 4 » بنيروى دولت قاهره بدفع اشتغال نمودند ، از مهب تأييد
« وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ
« 5 »
»
روايح و ان جندنا لهم
هامش
( 1 ) - سورة الاعراف 54
( 2 ) - خواجه ناصر الدين عبيد اللّه از شاگردان مولانا يعقوب چرخى و نظام الدين خاموش است كه آنان خود از پروردگان خواجه بهاء الدين نقشبند پير طريقت و شيخ سلسلهء نقشبندى است . خواجه عبيد اللّه مورد احترام كليه شاهزادگان تيمورى خاصه سلطان ابو سعيد بود بطوريكه هميشه در امور مملكتى با او مشورت مىكرد و گاهى پياده برابر اسب وى مىرفت . خواجه عبيد اللّه در سمرقند در 896 مرد و ماده تاريخ وفاتش ( ( خلد برين ) ) گرديد . رجوع شود به رجال حبيب السير صفحات 149 - 148 و 184
( 3 ) - منظور كسى است كه بعدها بنام سلطان حسين بايقرا ناميده شد .
( 4 ) - ظاهرا كلمهاى افتاد .
( 5 ) - سورهء آل عمران 3