تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢

نامهء سلطان ابو سعيد بجهانشاه انشاء قطب الدين قاضى طبس گيلكى

سلطان ابو سعيد بن سلطان محمد بن ميران شاه بن تيمور يكى از مردان دلير و با كفايت خاندان تيموريان است . دوران كودكى را وى در نزد الغ بيك بسر برد و پس از آنكه عبد اللطيف پدر خود الغ بيك را كشت ، وى را نيز بزندان انداخت . ولى وى از زندان گريخته به بخارا رفت و بعد از كشته شدن عبد اللطيف كه مردى فعال و دلير ولى خونخوار بود وى قدم بمعركه نهاد و با شكست دادن منازعين من جمله ابوبكر پسر عموى خود توانست بر ماوراء النهر و ايران مسلط شود . در سال 861 هرات را نيز فتح نمود و سلطان بدون منازع شناخته شد . اما كار زشتى كه از وى سرزد قتل گوهر شاد خاتون ، زن شاهرخ است . اين زن كه بسيار خير و نيكوكار بود و آثار خير او هنوز پس از گذشت قرون از صفاى دل و بلندى نظر وى حكايت مىكند . بدون هيچگونه گناهى مورد سوءظن ابو سعيد واقع گرديد و بامر او خفه شد ( 861 ) ديگر از حوادث مهم زمان او تاختن جهانشاه بهرات است ( 862 ) ولى غلبهء وى دوامى نكرد و ابو سعيد دوباره هرات را گرفت . يازده سال بعد ، وقتى كه جهان شاه بدست اوزون حسن مغلوب و مقتول شد ، ابو سعيد ظاهرا به قصد استقرار نظم و باطنا براى سركوبى اوزون حسن كه قدرت بىنظيرى يافته بود عازم آذربايجان شد . ولى قشونش به علت سرما متفرق شدند و او در نزديك ميانه اسير شد و اوزون حسن وى را تسليم يادگار محمد ميرزا ( نوهء گوهرشاد و پسر سلطان محمد بن بايسنقر بن شاهرخ ) نمود و او سلطان را بقصاص جده‌اش كشت ( 873 ) از پسران متعدد سلطان ابو سعيد يكى بنام احمد در ماوراء النهر ( سمرقند ) و ديگرى بنام محمود يك چند در بدخشان و ختلان حكومت مىكردند تا اينكه احمد بدست شيبك خان در 899 كشته شد و دومى نيز در سال 905 سپرى گرديد ( رجوع شود بروضة الصفا و حبيب السير و مطلع السعدين )