سرشك مماثل رياض جنان ريان داشته است كه نهال آمال وصال بر وفق مبتغى بال و اغصان متراكمة الافنان مراد بر طبق مرتضى فؤاد مثمر آمده توفيق تقبيل انامل سحاب معادل بحر مشاكل مرزوق شفاه حيات جان و دل گردد .
از هر كرانه تير دعا كردهام روان * باشد كز آن ميانه يكى كارگر شود
اين صحيفهء ضراعت مضمون اخلاص مشحون در اوايل شعبان كه بروايت بركات آيت الشعبان شهرى ، سالار عساكر شهور و صاحب لواى لشكر دهور است بمداد سويداى دار السداد محمد آباد سمت سواد يافت مبنى بر آنكه هر نقد امل كه در كان امكان مستتر و مندمج بود و در نهانخانهء امور متعسر الظهور مندرج و از خزانه همت و گنجينهء نهمت اهل دنيا خارج از نظر آباء و اجداد آن حضرت در حوزهء تيسر و حيطهء تسهيل متيسر و محصل و مردم چشم جنان بكحل الجواهر شكر آن خاندان مكمل اما شحنهء خوف و هراس بر سكان ساحت ادراك و احساس موكل است كه مبادا قبل از حصول لقاى آن آفتاب آسمان دول طوامير مناشير امل بدست كاتبان ديوان اجل مطوى گردد
اى كرده درد عشق تو اشكم به خون بدل * وى ايزدم سرشته بعشق تو در ازل
ترسم كه روز وصل تو ناديده ناگهان * سر بر زند ز مشرق عمرم شب اجل
و از به دو غربت و انتقال الى هذه الحال هر چند كه بر مقتضاى نقد اجتهاد الوسع و الوسع مبذول سمند قدرت و توان در ميدان زمان تاخت ، گوى وصال بچوگان سعى و اجتهاد نر بود و نقش حصول مراد از طاس فلك مينافام و تختهء سيمين ايام بهيچوجه روى ننمود .
اگر محول حال جهانيان نه قضاست * چرا مجارى احوال بر خلاف وفاست
به زير گنبد خضرا چنان توان بودن * كه اقتضاى هواهاى گنبد خضر است
تا كار بدانجا رسيد كه ديدهء اميد از عروض سيل موانع مختل آمد و شراب امل در قرابهء سينه بخل حرمان مبدل گشت و در اثناى ظلام حيرت و تنگناى مضيق فكرت