تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
غيبى آوازهء
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً »
« 1 » بر كشيد و تباشير صبح سعادت اين طايفه از افق اسلام سر برزد و نسيم صباء عنايت « سبقت رحمتى » وزيدن گرفت و چون پدر عالى تبارم سلطان محمد خان خداوندگار نور اللّه مضجعة ظلمات اين كدورتها را بصيقل شمشير آبدار از اين ديار بر زدود و بعد از آن حضرت ، اين مخلص سعادتخواه بفحواى
« وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
دقيقه‌اى از امر غزا فوت نكرده آنا فآنا و ساعة فساعة تأخير و تراخى در آن جايز نمىدارند و بعد از تخريب نواحى كثيره از بلاد شاقهء كفرهء فجره و فتح قلعهء سمندره كه متانتش مشهور آفاق و به خوبى چون طاق كسرى طاق است بدست تغلب از انجاس مشركين و ارجاس ملاعين گرفته و ضبط نموده حالا در پى تسخير قلعهء سلانيك است كه در لطافت قرين قسطنطنيه واقع شده و بعد از گشادن « 2 » جد مغفور له ولاجوى ، سلطان بايزيد ايلدرم خداوندگار مشاراليه ، در فترت امير بزرگوار ، از جمله ممالكى كه مشركين باز گرفته‌اند يكى آن است . روز و شب بتوفيق اللّه ساعى است و هر گاه كه عزم جزم بر اين گونه امور معظمه مصمم نموده شود فسدهء قرامان در حال بنياد طغيان كرده به اطراف و جوانب ولايت آناطولى دست تطاول مىگشايند و سبب رجعت ما و توقف مصالح جهاد اكبر مىشوند و كذلك اولاد قره‌عثمان بك نيز حسب الامر همايون « 3 » با ايشان متفق گشته از معاونت آن ظلمهء فسقه خالى نمىشوند و فى نفس الامر گماشتگان درگاه فلك جاه ايلخانيه اگر اين چنين گروه مكروه را كه فى الحقيقة موانع طرق حق و مجاهدين را عدوى مطلقند در كنف حمايت مرعى مىدارند و حمايت مانعان مهام دين و دولت را جائز مىشمارند و صدور عظام و علماء انام قورولتاى ذوى الاحتشام
هامش
( 1 ) - سورة الانشراح 6 / 5 ( 2 ) - چنين است در متن ولى صحيح به نظر نمىرسد . ( 3 ) - از اين نكته كه سلطان عثمانى بدين صراحت اظهار داشته برمىآيد كه شاهرخ نيز مانند تيمور نمىخواسته است كه دولت واحد نيرومندى در آسياى صغير تشكيل شود . بلكه سعى او اين بود كه حكومتهاى كوچك ولى متعدد در آن وجود داشته باشد و شايد هم اگر شاهرخ از خطوط ارتباطى خود در قسمت آذربايجان اطمينان داشت ، نسبت بآسياى صغير و اوضاع سياسى آن نظر قاطعترى اتخاذ مىكرد .