رعونت اعراض و كدورت اغراض منزه است باجابت مقرون شود . فانه بما يشاء قدير و باجابة دعاء المخلصين جدير .
بعد از وظيفهء ما يجب على المحبين من المحامد و الثناء و المخلصين من ذكر المناقب و كريم الدعاء انهاء رأى انور نواب درگاه عالى مىگرداند كه آنچه اشارت فرموده بودند دربارهء حمايت و رعايت اولاد مرحوم قرهعثمان بك چون حكام قرمان هر آينه چون آئينه روشن و مبرهن است در آن حين كه حضرت امير بزرگوار « 1 » انار اللّه برهانه مرز و بوم ممالك روم مخيم سرادقات عز و اقبال فرمودند و امير محمد قرمانى را از حبس خلاص داده مملكتى كه پيشتر در تصرف او بوده به او ارزانى داشت و بعد از او فرزندش امير ابراهيم به آن حضرت طريق خدمتكارى بجاى آورده « 2 » متصرفند و عن قريب بمسامع عليه خلاف واقع رسانيدهاند كه يعنى اين هواخواه متخصص كه دائما نسبت به آن آستان آسمان قدر در مقام اخلاص [ است ] « 3 » و كمر انقياد در ميان جان مستحكم دارد بعضى از آن قلاع و بقاع ولايت معهوده را از او بتغلب « 4 » ستده باشيم و بناحق تصرف كرده .
اولا اين معنى بعيد از آن است كه مسموع خداوندى شده زيرا موضعى كه از ابراهيم - بك گرفتهايم خارج حدود مملكت قرمانى است و پدرش بيشتر از حبس اين بقاع را متصرف نبوده بلكه در تصرف عثمانيه [ بوده ] « 5 » و مدتى پيش از آن مقبوض گشته . بلى بواسطهء بعض حوادث ، وقتى در ميان بنى عثمان ، خصوصا بعد از وقعهء عظيم الشأن تعطيلى « 6 » واقع شد و اطراف و اكناف مملكت روى در تزلزل نهاد قرامانيان متسلطا متصرف گشتند و چنانچه دأب و هجير « 7 » ايشان باشد آن را بشآمت ظلم بالكليه ويران ساختند بحيثيتى كه از آن ولايت جز اسمى و رسمى نماند . بالضروره خالصا للّه و طلبا لمرضاته آن مسكن
هامش
( 1 ) - مقصود امير تيمور گوركان و حملهء او بآسياى صغير است .
( 2 ) - به نظر مىآيد كه يكى دو كلمه ساقط شده باشد
( 3 ) - در متن نيست
( 4 ) - متن : بتغلب شده
( 5 ) - مقصود همان ناحيهء حميد است
( 6 ) - اشاره بهرج و مرج عظيمى است كه متعاقب حملهء تيمور در آسياى صغير صغير روى داد .
( 7 ) - بكسرها و تشديد و كسر جيم بر وزن سكين به معناى عادت و خوى است .