تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
تبريز يك منزل پيش آمد و ازين معنى غافل كه
ز صد هزار يكى باشد آنكه توفيقش * حسام قاطع و بازوى كامكار دهد
و از استماع صولت و سطوت لشكر منصور كه خبر گيران از صد يكى مىرسانيدند در مضيق تحير و ششدر تفكر افتاده ، وهم و خوف بنوعى برو غالب شد كه به تب محرق و مرض مهلك سرايت كرد و بعد از دو روز از تقدير ربانى ، دست اجل نامهء عمرش طى و تيغ قضا اسب مرادش را پى كرد .
دمى چند بشمرد و ناچيز شد * زمانه بخنديد كو نيز شد
و اولاد و احفاد و لشكر و حشم او كه مثل ثريا مجتمع بودند ، چون بنات النعش هر يك بجانبى و جائى متفرق شدند و تمامى ممالك كه در تصرف قرا يوسف بود تا حدود ديار بكر و شام و روم ، بىوساطت تيغ و سفارت تير ، مصفى و مستخلص شد و چون فتحى عظيم و نصرتى جسيم بتوفيق سبحانى و تأييد ربانى ، دولت ما را از مكمن غيب روى نمود
اگر چه نصرت و فتح است چندانى كه مىگردد * قلم از شرح آن عاجز ، خرد در وصف آن حيران
ولى اين نوبت آن فتحى ميسر شد بعون حق * كه نشنيدست و نى ديده كس ديگر به مثل آن
و سر معنى
« فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً »
« 1 » بظهور پيوست و مدلول
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ »
« 2 » معلوم و محقق گشت و اين فتح نامهء همايون لازال منتشرا فى اقطار الربع المسكون در قلم آمد . سيدى ترخان و محمد درويش و ديوانيان دار السلطنهء هراة و سادات و قضاة و مشايخ و اصول و صواحب و اكابر و اشراف آنجا بايد كه از استماع اين خبر در مواد بهجت و مسرت بيفزايند كه
هامش
( 1 ) - سورة الاسراء 13 ( 2 ) - سورهء ابراهيم 39