« فتح نامهء آذربايجان و فوت قرايوسف من انشاء الصاحب الاعظم الخواجه جلال الدين خسرو »
قرا يوسف همانطور كه در نامهء خود بسلطان عثمانى نوشته با سپاهى بسيار مجهز بانتظار حمله شاهرخ نشسته بود كه پيمانه عمرش بسر آمد و پيش از آنكه شاهرخ برسد وى فجأة درگذشت و در يك آن اردوى او چنان بهم ريخت كه براى تكفين او كفن نيافتند .
عبد الرزاق سمرقندى اين قطعه را كه تضمين و استقبال قطعهء معروف حافظ است در مورد امير مبارز الدين ، براى قرا يوسف ساخته :
« دل منه بر دنيى و اسباب او * زانكه از وى كس وفادارى نديد »
پند گير از حال مير تركمان * آنكه از شمشير او خون مىچكيد
از نهيبش بچه مىافكند شير * در بيابان نام او چون مىشنيد
عاقبت تبريز و بغداد و عراق * چون مسخر كرد وقتش در رسيد
« بوده وقتش » گشت تاريخ و يقين * هر كرا وقتش رسد خواهند چيد
هر كه او جان باشدش بيند يقين * آنچه او در منزل « اوجان » بديد
بيت ما قبل آخر اشاره به سال 823 - « بوده وقتش » و مصراع آخر اشاره به محل فوت او يعنى چمن اوجان است .
الحمد للّه الذى صدقنا وعده و اورثنا الارض
برآمد از افق دولت آفتاب ظفر * شدست ملك معطر ز مشك ناب ظفر
بشارت است جهان را و وقت و عيش و نشاط * كه داد ساقى دولت بما شراب ظفر
چون فتاح بىضنت و مناح بىمنت ، توالت آلاوهء و تعالت نعمأؤه بمفاتيح
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »
« 1 » روز بروز ابواب دولتى تازه بر روى دولت ما مىگشايد و از خزانهء
« وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً »
« 2 » ساعة فساعة چهرهء امانى ما را بزيور نيل به مقصود
هامش
( 1 ) - سورة الفتح 1
( 2 ) - ايضا 3