كه در حفظ سمرقند توقف كرده ، از احوال ماوراء النهر غفلت نورزد . اما موازى ده هزار سوار از لشكرش در ملازمت باشند و برين نسق جميع عساكر نصرت مآثر از اقصاى ماوراء النهر و خراسان و زابل و كابل و سيستان و كرمان و مازندران و طبرستان و فارس و خوزستان و عراق عجم و ديگر بلاد عالم كه در حوزهء تصرف ماست و اسلحهء مكمل بمعسكر نصرت در رسيدند و امير سيد احمد ترخان بحكومت و محافظت خراسان مقرر شد و امير غياث الدين شاه ملك ، حاكم خوارزم ، بعد از بساط بوسى باتفاق امير حسن صوفى ترخان برسم منقلاى « 1 » روان شدند و بعد از استمداد دعا و همت از حضرت قطب العارفين ، شيخ الاسلام و المسلمين ، شمس الدين احمد جام افاض اللّه علينا بركاته پيشتر راند و مزارات متبركهء حضرات مشايخ عظام چون شيخ - ابو الحسن الخرقانى و بايزيد بسطام و امثال ايشان رحمهم اللّه زيارت كرده ، در مسارعت و مبادرت فزود و فرزند سعادتمند ، ميرزا بايسنغر بمقدمهء لشكر و تعيين گشته و چند زنجير فيل كه در ولايث مازندران بود باردوى همايون رسانيدند و فرزند ميرزا ابراهيم سلطان ، حفظه الملك المنان ، از شيراز رسيده و در حوالى اصفهان وصول يافته ، تواچيان عالىشان چند روز شمارهء لشكرها كرده ، موازى دويست هزار زرهپوش جوشند ارسان داده و اكثرش بقلم درنامد . تخمينا افزون از ده بار صد هزار نفوس مجتمع بودند . چون بحدود قزوين در رسيديم ، از منقلاى خبر آمد كه قرهيوسف تركمان متوجه ييلاق اوجان است و فرزندش جهانشاه برسم قرهولى « 2 » در سلطانيه چتر « 3 » كشيده بحفظ قلعه مشغول است و در اواخر ذى القعده در نهضت و توجه بوديم كه ديگر باره از منقلاى خبر فوت قرهيوسف رسيد و على الصباح قاضى سلطانيه با كليد قلعه بشرف ركاب بوسى مشرف شده تفصيل داد كه در روز پنجشنبه هفتم ذى القعده در ييلاق اوجان قرهيوسف دست از جان شسته ، بمرگ از صولت قهرمانى ما خلاص يافته است .
هامش
( 1 ) - مقدمه و پيش قراول سپاه
( 2 ) - قراولى
( 3 ) - چنين است در مجموعهء فريدون بيك . چير ؟