مهنيان از جانب كماخ در آمده خبر رسانيدند كه او نوكران خود را بقلعهء كماخ درآورده است و باز فتتهء خفته را بيدار كرده . چون اين معنى بتحقيق پيوست معلوم شد كه آنچه طهرتن بهادر نوشته بود كه ايشان از حركات ناملايم خود پشيمان شدهاند غيرواقع بوده است و على استخارة اللّه تعالى به ارزنجان نزول خواهيم نمود ان شاء اللّه تعالى و حال آنكه بعد از بازگشتن از ممالك شام « 1 » چند نوبت مكتوبات نوشتهايم و صلح و دوستى خواسته و نظر بر صلاح مسلمانان و رونق دين اسلام داشته باللّه الطالب الغالب المدرك المهلك الحى الذى لاينام و لا يموت كه تمامى آنچه از رسوم صلح و دوستى نوشتهايم همه راست نوشتهايم و خواهان صلح و دوستى او بودهايم . اگر چنانچه او نيز فتنه و وحشت نمىخواهد و امان ملك خود و مسلمانان و ساكنان آنجا مىطلبد وظيفه آنكه پيشتر از آنكه ما از ارزنجان بيشتر در گذريم و بولايت ايشان در آئيم ايشان خود دانسته متنبه شده طريق امانت پيش گيرند و از كردار خود اظهار ندامت نموده يكى از كسان نيك خود را پيش ما بفرستند و قاعدهء صلح و دوستى مؤكد گردانند چنانچه وثوق و اعتماد پيدا نشود و بيگانگى به يگانگى مبدل گردد و كدورت بصفا انجامد و مسلمانان و زير دستان در امان و اطمينان باشند و از آن طرف احمد جلايرى را از پيش خود دور گردانند و قرهيوسف را نيز از خود دور كنند و مردم او را از پيش خود پراكنده كنند و او را در آن طرفها بجانب غربى گسيل گردانند و ازين طرف ما نيز جمعى صاحب « 2 » غرضان ايشان كه اينجا باشند به هيچ باب سخن ايشان را در منازعت و نقصان جهد او نشنويم و التفات بسخن ايشان نكنيم و از جانبين در مصالحت و مهمات اتحاد و موافقت باز باشد و آلچه پيش ازين طهرتن « 3 » بهادر [ و جرجيس بهادر و يلمان بهادر ] « 4 » و حاجى پاشا و فرزندان و خويشان [ داشته بوده باشند و متصرف بوده تعلق بدين جانب داشته باشد ] « 5 » مدخل نسازد و آنچه تعلق بدان جناب دارد چون
هامش
( 1 ) - چنين است در نسخه فريدون بيك . در منشآت ايواغلى : روم
( 2 ) - منشآت ايواغلى ؛ صاحب عرضان . منظور حكام شكست خوردهء محلى آسياى صغيرند كه به تيمور پناه برده بودند .
( 3 ) - ايواغلى : بمهرتن بهادر
( 4 ) - در منشآت ايواغلى نيست
( 5 ) - ايضا : متعلق بوده باشد