تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

نامهء چهارم تيمور بسلطان ايلدرم بايزيد

عالى جناب مملكت مآب سلطنت قباب ، ملك الحكام فى الزمان ، بايزيد بهادر خان ، ادام اللّه عزه و اقباله بعواطف شاهانه اختصاص يافته معلوم كند كه اين جانب بتوفيق - اللّه تعالى [ مهما امكن صلاح احوال مسلمانان مىخواهد و از حضرت عزت جل و علا اين معنى ] « 1 » مسألت مىنمايد و من اللّه الاعانة و القبول و بعد ذلك نموده مىشود كه ما از مبدأ حال مىخواستيم كه در ميان ما و آن جانب « 2 » قاعدهء دوستى مؤكد باشد نظر بر اين معنى داشته و بسنت ملوك سلف و سلاطين ماضيه چند نوبت مكتوب بدان جناب نوشته‌ايم و پرسش نموده بىالتفاتى و امتناع « 3 » نمودند و وحشت فزوده تا قضيه بدان انجاميد كه به سيواس حركت فرموديم و آن قضايا واقع شد و مع ذلك پيشتر حركت نفرموديم و به خرابى ولايت او مشغول نشديم كه مبادا نقصان تام با احوال او راه يابد و كفار و منكران دين قويم [ محمدى عليه من الصلوات اكملها و من التحيات اجملها ] دست استيلا با اهل اسلام در گشايند و العياذ باللّه موجب ضرر عامهء مسلمانان گردد . پس آن ولايت را معاف داشته بجانب شام توجه نموديم با آنكه خبر بيمارى ايشان شايع بود و به آن ولايت درآمدن آسانتر از عزم شام و باعث آن نيز همين بود كه ايلچيان و نوكران ما را بتوره و قاعدهء ملوك و سلاطين با تحف و هدايا پيش والى مصر فرستاده بوديم او بىموجبى ايشان را همه بقتل آورده به جهت انتقام و طلب قصاص باز بدان صوب نهضت فرموديم فوقع ما وقع و اصاب ما اصاب « 4 » و الحالة هذه او آن نيكوئى ندانسته و بدان قدر كه آوازى شنيد كه ما بازگشته‌ايم فرصت تصور كرده در حال بارزنجان آمد و آن حركتها از وى
هامش
( 1 ) - در منشآت ايواغلى بيك نيست ( 2 ) - ايواغلى : جناب ( 3 ) - ايضا : از بىالتفاتى امتناع نموده ( 4 ) - فريدون بيك : اصاب اهاليها
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 115 | عبد الحسين نوائى