تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
در مصر حكومت و سلطنت داشت ، آمد شد ايلچيان و رسل و رسايل از طرف او به طرف اولاد پادشاه جغتاى مىبود و او پيوسته با ايشان در اخلاص و انقياد مىزد و استعانت مىنمود و مىگفت كه اين ممالك كه هلاكو و فرزندان او تصرف كرده‌اند [ نسبت « 1 » ] بشما دارد و چون پادشاهان ما دائم با ايشان در مقام خصومت و عداوت بودند ، هلاكو و اتباع او را مجال نمىشد كه تا بر حال مصريان پردازند . شايد كه اين معنى بسمع شريف رسيده باشد - و بعد از آنكه آن پادشاهان گذشتند ، خواستيم كه ما [ با « 2 » ] برادران ما متوجه شويم . « 3 » چنان استماع افتاد كه شيخ اويس پسر شيخ حسن جلاير با خلق خدا زندگانى بر وجه احسن مىكند و مملكت و رعيت را نيكو و آبادان ميدارد نخواستيم كه بسبب حركت لشكرهاى گران كه ملازم موكب همايون بودند ، بدان طرف عبور نمائيم كه مسلمانان متضرر شوند و در معرض تلف افتند و رعايا و زير دستان پايمال عساكر منصوره گردند و او نيز بر دوام رسايل و بيلكات شايسته مىفرستاد « 4 » و در مقام اطاعت و انقياد مىبود . بعد از آنكه متوفى شد ، فرزندان او بطريق پدر مرحوم معاش نمىكردند و از جادهء عدالت و راستى منحرف شده بودند - چنانچه شرح آن را شنيده باشند . چون حال برين منوال بود ، با پادشاهزادگان مشورت و جانقى « 5 » كرد . فرمودند كه آن ولايات در اصل بپادشاه جغتاى و فرزندان تعلق داشت و هلاكو و اروق « 6 » او از آنان بطريق تغلب فرو گرفته بودند . هر چند او نيز از اروق پادشاهان ما بود ، اما با وجود آنكه [ در آن حقى ندارد ، از دست متغلبان مستخلص مىبايد گردانيد . روى وراى جهانگشاى بدان طرف آورديم و عزم بر آن جزم كرده ، بعون توفيقات ربانى و تأييدات سبحانى ، جل شأنه و عظم سلطانه بعد از آنكه ] ممالك ايران را از
هامش
( 1 ) - ارمغان : تعلق ( 2 ) - ارمغان : تا ما و برادران ما ( 3 ) - به نظر مىآيد كه عبارات مشوش است و چندان ارتباطى بهم ندارد ولى چون نسخه منحصر بفرد بود تصحيح ممكن نشد . ( 4 ) - شوراى عمومى ( 5 ) - به معناى خاندان ( 6 ) - اين قسمت نامه در نسخه حيدر ايواغلى مغشوش است و از روى نسخه ارمغان تصحيح شد .