فرمودن و ملك موروثى را كه ايشان بوجهى از وجوه به غير استحقاق بدست فرو گرفته بودند ، از تصرف ايشان بيرون آوردن . اين معنى يقين كه بسمع ايشان رسيده باشد و صدق آن بتحقيق پيوسته . حال محرك و عنانكش ما بدين طرف آن شد كه چون ، از كمال بىنيازى حضرت صمديت ، چنگيز خان را ممالك ايران و توران مسلم گشت ، اين ولايات را به دو « 1 » فرزند خود مقسوم گردانيد و پسر بزرگ جوجى را از طوس و سراى و باخرز و قبرس ( ؟ ) « 2 » و حدود تركستان داد . پادشاه جغتاى ، پسر ميانهء او بود .
[ از التاى « 3 » ] و قرا خواجه و الماس و اسپيجاب تا سمرقند و بخارا و غزنين تا سرحد هندوستان و هرات و رى و فارس و آذربايجان و بغداد و آنقدر بلاد معمورى كه فتح كرده بود ، به دو داد و آنچه حصهء پادشاهى جغتاى بود ، اكثر در حيز [ تأخير « 4 » ] آمد يعنى بغداد و تبريز كه هنوز فتح نشده بود و مىخواستند كه بعون اللّه تعالى و نيروى بازوى سعادت لشكر جهانگشاى بدانجا كشند . در اثناء اين حال چنگيز خان از دار فنا رحلت نمود . بعد از آنكه او درگذشت ، بجاى او اوكتاى خان مانده بود بر تخت سلطنت نشست . چون او نيز در گذشت ، منگوقاآن با وجود آنكه پادشاهى به او نمىرسيد ، بطريق استيلا و تقلب ، تخت سلطنت بدست فرو گرفت . هلاكوخان را كه از برادران او بود ، چون پادشاه جغتاى دعوت حق را اجابت كرده بود فرستاد كه تا ممالكى كه پادشاه جغتاى در تسخير نياورده بود ، مسخر گردانيد . بنابراين حال فرزندان پادشاه جغتاى با يكديگر در مقام نزاع و گفتگو برآمده بودند كه آن ممالك به حكم چنگيز خان تعلق بپادشاه جغتاى داشت و منكوقاآن بطريق تغلب بهلاكو داد و ميان اولاد پادشاه جغتاى و هلاكو خان ازين جهت تيغ كينهورزى از نيام انتقام كشيده و مدت مديد اين صورت قائم بود تا زمانى كه ملك ناصر مصرى كه
هامش
( 1 ) - چنگيز ممالك مفتوحه را بين 4 پسر خود تقسيم كرد . شايد غرض تيمور ممالك اين طرف جيحون است
( 2 ) - كذا در متن حيدر ايواغلى و مجلهء ارمغان
( 3 ) - حيدر ايواغلى : ( ارالثاى )
( 4 ) - ارمغان : تسخير