جناب مستطاب رسالتپناهى ، شرّ اين ظالم را از سر جميع مظلومان رفع فرمائيد .
چنانچه حالا مبالغ خطير مال مردم را محبوس كرده است و از روزى كه بناى گمرك گذاشته شده است تا به عهد اين گمركچىها هر نوعى كه مأمورين سابق دولت عليهء عثمانيه با فدويان رفتار كردهاند راضى هستيم ، به اين قرار رفتار نمايند .
و الّا اذن بدهيد تا ترك تجارت و كاسبى را كرده هرچه طلب و تنخواه داريم همه را روى هم ريخته معادات به اوطان خود نمائيم كه به وجهى من الوجوه بر اضافات گمركچى حاضر طاقت نداريم . و مالهاى فدويان را هم توقيف داشته و معطّل ساخت . از عهدهء ضرر او هم نمىتوانيم بيرون آمده باشيم . واجب بود به عرض حضور رسانيد .
ان شاء الله تعالى ، يا چارهء درد فقرا و يا اذن و اجازهء ترك كامل و معاودت به سمت ممالك محروسهء ايران ، كه غير از دو فقرهء معروضه چاره نداريم . باقى امر العالى مطاع .
فى 20 شهر محرم الحرام سنة 1275 .
- 51 - نامهء حاجى ميرزا احمد خان وزير مقيم يا مصلحتگزار ايران در اسلامبول به فرخ خان امين الدوله رسيدگى به حساب ملّا عبد الغفّار بروجردى
درين تاريخ فرخ خان امين الدوله تازه پس از انعقاد معاهدهء پاريس و رفع اختلاف انگليس با ايران بر سر هرات ، از اسلامبول به تهران بازگشته بوده است . پشت نامه مهر بيضىشكل به سجع « ياتى من بعدى ، اسمه احمد » . تاريخ تحرير نامه 1275 ق است .
هو فدايت شوم چنان كه معلوم بندگان عالى است با وجود اينكه ملا عبد الغفّار بروجردى را كه غير رسم ، بدون اينكه از جانب سفارت انگليس اظهارى شود ، و بدون اينكه از جانب تجارتخانهء عثمانى اعلامى شده باشد ، محض خواهشى كه طبقونام تاجر و نظراكى دلّال او ، از خدمت بندگان عالى در باب تحصيل مطالبات آنها نموده و بندگان عالى به مخلص تاكيدى و فرمايشى فرموده بودند ، مخلص اولا شانزده فرده ابريشم و يك بوقچه شال خراسان و هشتاد و چهار ابره ترمهنماى ملّا عبد الغفار را در حجرهء او گذاشته و با مهر سفارت ، ممهور ساخته ، حتّى چلبى نظراكى نيز از يك طرف مهر كرده و كليد حجره را نيز خود برده بود .