ركاب همايون هستم و سرحد خان هم تصدّق شد ، استدعا دارم كه محمد طاهر برادر اين خانهزاد فدوى [ كه ] « 1 » سابق هم ايلبيگى بوده باز به منصب ايلبيگىگرى سرافراز شود .
مادامى كه اين بنده در ركاب همايون است به امورات ايل طايفه رسيدگى نمايند .
استدعاى ديگر اين خانهزاد اين است كه يك قريه ده موسوم به رودآيند تيول طايفهء كردبچه است و دايم ايلات بر سر آن نزاع دارند و به اين علت آخر الامر در ميان طايفه ، كشتوكشش خواهد شد . استدعا دارم كه دستخط مبارك صادر شود كه آن ده ، در دست اين بنده باشد و بهقرار هفده خروار جمع ديوانى آن قريه است ، هر ساله بايد به صاحبان تيول برسد و اين بنده موافق فرد دفتر به ايشان خواهم رسانيد و قبض از ايشان حاصل خواهم ساخت و به نظر اولياى دولت قاهره خواهم رسانيد . استدعاى اين فدوى آن است كه رفع نزاع در ميان طايفه و ايل بشود . چون مراتب از لوازم بود جارى آمد و حال حكم ، حكم همايون اعليحضرت شاهنشاه است .
صدر نامه به خط محمد شاه :
جناب حاجى درست برسيد ، از روى علم حكم بدهم . اگر سرحد خان مرحوم پسر دارد ، مواجب و منصب او به پسرش برسد . اين ده چهطور ده است . اگر فرمان پادشاهى دارد ديگرچه نزاع ، كسى با كسى دارد . اگر ندارد ملك كيست ، دست كيست كه بايد به محمد صالح خان داد .
حاشيه به خط حاجى ميرزا آقاسى « 2 » صدراعظم :
قريهء رودهن واقعه در محال دماوند ، از قرار سررشتهء دفترى جزو اربابى معمول است و از ابتداى دولت شهيد الى آخر عهد خاقان خلد آشيان ، به اسم تيول مراد قلى خان كردبچه و حقوردى خان ولدش ثبت و ضبط بوده بعد از فوت ايشان ديگر فرمانى از قديم و جديد به اسم كسى صادر نشده و لكن جميع ديوانى مالياتى آنكه سه هزار و هفده خروار غلّه است به اسم تيول همين طايفه به خرج حاكم دماوند مىآيد و در عوض مواجب دسته محسوب مىشود . امر ، امر همايون است .
هامش
( 1 ) . در اصل : و
( 2 ) . حاج ميرزا عباس يا ملا عباس ايروانى متخلص به فخرى معروف به حاج ميرزا آقاسى چهارده سال صدراعظم صوفى مشرب محمد شاه قاجار بود .