البتّه در باب خرج شما قرارى خواهم گذاشت تا اينكه عريضهء ما را ديده متحيّر شده و كاغذ را به چند نفر از فرنگيان سپردند كه غوررسى بكنند . ايشان نيز مدتى مشغول تفحّص و تجسّس بودند . آخر معلوم شد كه برآورد ما كمتر از آنها بود . جناب الچى چون اينطور ديدند فرمودند از بابت توفير مخارج و قيمت اسباب بايد خدمت اولياى دولت عرض كرده و جواب از طهران خواست . ديگر نمىدانم خواهيد فرمود يا خير ، وعده كه دادهاند . تنخواه امتحان [ را ] هم فرمودند از اسلامبول برات خواهند فرمود تا به . . . از سركار عالى همينقدر استدعا داريم كه اگر ديديد گفتگو شد سعى بفرمائيد شايد بلكه ان شاء الله وسيله بشود . خالى از اجر نخواهد بود . [ براى ] من از التفات شما نقلى نيست .
امّا در حق آن دو نفر « 1 » خيلى مرحمت خواهد بود . اگر هم لازم مىدانيد عريضه به جناب اشرف امجد دام مجده عرض كنيم ، مقرّر بفرمائيد از اينجا عرض كنيم . در هرصورت منتظر فرمايش شما خواهم بود زياده جسارتى ندارم .
دنبالهء نامه :
خدايگان من تفصيل اسبابى كه به صحابت ملّا ابو القاسم تاجر فرستاده شد ، خود در جوف عريضه است ، به نظر شريف خواهد رسيد ، البتّه از آنرو تحويل خواهند گرفت . بيست جام هم آئينه خريدهام . نيم ذرع « 2 » عرض يك ذرع دو گره كمطول . عاليجاه ميرزا رضا مترجم سفارت به همراه اسباب سفارت خواهد آورد . قبض ايشان نزد ملّا ابو القاسم است ، خدمت شما خواهد داد و بعد از تحويل دادن قبض را رد خواهند كرد .
ديگر نمىدانم درست خواهند رسيد يا خير .
عرض ديگر آنكه جناب الچى وقت رفتن پنجاه تومان نقد ، يك شمشير ايرانى ، يك طاقه شال كرمانى و يك چارقد كوچك كرمانى ، يك ثوب برك ، يك ثوب خطائى كاشى و دو سه دانه قاشق به فدوى به رسم يادگار مرحمت فرمودند و همچنين زيادزياد التفات فرمودند . به وزير علوم سفارش كردند . الحق جاى آن خواهد بود كه سركار خيلى خيلى اظهار رضامندى بفرمائيد و بلكه كاغذى مبنى بر رضامندى به خود ايشان ، تا در اسلامبول هستند بنويسيد .
و امّا در باب كاغذ فرستادن ، اگر ممكن باشد به توسّط الچى فرانسه بفرستيد
هامش
( 1 ) . منظور ميرزا رضا و ميرزا حسين سابق الذكر ، دانشجويان طب .
( 2 ) . در اصل : زرع