خيلى خوب است و هم مىشود بفرستيد نزد قبلهگاهى حاجى ميرزا احمد خان « 1 » كه ايشان بفرستند و همچنين پيش قاسم خان « 2 » به پطرزبورغ هم اگر بفرستيد خوب مىشود برسد . تفصيل نوشتن سركاغذ را به نورچشمى آقا رضا نوشتهام مواظبت خواهد داشت ان شاء الله . ديگر على العجاله عرض ديگر ندارم .
دنبالهء نامه :
خدايگانا در وقتى كه مشغول نوشتن عريضه بودم تعليقهء مورّخهء غرّه رمضان كه بتوسط چاپار فرانسه فرستاده شده بود رسيد و خدا شاهد است از شوق زيارتش مرتعش بودم . هيچ نمىدانستم چگونه پاكت را باز كنم . بعد از خواندن مضامين روحپرورش از همهجهت زياده از حد خوشوقت شدم . مگر از يك جهت كه فرموده بوديد ، اگر از احوالات خود بنويسيد مايهء تشويش بنده مىشود . در حقيقت اين فرمايش مرا پيش از آنكه . . . . باشد پريشان كرد . خداوند ان شاء الله كه افسردگى به آن خدايگان ندهد . البتّه اگر خدانكرده كسالتى داشتهاند بفرمائيد نورچشمى آقا رضا تفصيلش را بنويسد . اگرچه اميدوار هستم ان شاء الله ان شاء الله از توجّه مولاى متّقيان هيچ باقى نمانده و حال كمال خوشوقتى را داريد .
امّا اينكه آمدنم را خواسته بوديد افسوس كه اين تعليقه بعد از عزيمت الچى رسيد و الّا چون بهانه مىجستم البتّه هرطور بود اسباب آمدن فراهم مىآوردم . بارى حالا كه قسمت نشد ان شاء الله هرطور باشد سعى خواهم كرد كه بيش از امسال در پاريس نمانم . اين هم كه نزديك است يك ثلثش بله زود تا دو دفعهء ديگر تعليقه بنويسيد و من عريضه عرض كنم تمام مىشود . يقين يقين بدانيد كه شوق بنده در شرفيابى هزار مراتب بيش از سركار است . خدا ان شاء الله به زودى نصيب كند . زياده عرضى ندارم . شما را به خدا همه روزه احوالات سلامتى را ان شاء الله اعلام فرمائيد .
در باب نورچشمى آقا رضا كمال جسارت است ، اگر من سفارش بكنم . امّا چون التفاتهاى بىحدّ سركار مرا جسور كرده جرأت كرده جسارت مىكنم كه ان شاء الله طورى خواهند فرمود دماغش نسوزد از براى جزئيات . تصوّر بفرمائيد توفير در يك سال بيست الى سى تومان خواهد شد ، همهء ولخرجى او اگر داشته باشد . از آن طرف ان شاء الله اگر با دماغ كار كند يك سال ديگر مردى خواهد شد . به اعتقاد من حيف است
هامش
( 1 ) . حاج ميرزا احمد خان كاردار ايران در اسلامبول
( 2 ) . قاسم خان والى سفير ايران در پطرزبورگ