خواهم خوابيد . صبح را نيز بعد از برخاستن « 1 » مجدّد تا ظهر خدمتشان بالاتّصال هستم و نهار را در خدمت خودشان صرف مىنمايم ؛ چون صاحبمنصبان هم علىحده نهار مىخوردند . و پس از آن به قدر يك ساعت و نيم دو ساعت به منزل خود آمده مشغول تحصيل و كارهاى خود شده مجددا باز خدمت ايشان رسيده ، هستم تا ظهر ديگر . اگر جائى رفتند متابعت مىكنم و الّا در خدمت ايشان دوزانو با . . . « 2 » فرنگى و شلوار نشستهام .
گاهى درس گاهى صحبت . . . « 3 »
- 411 - نامهء ميرزا علينقى حكيم الممالك به پدرش از پاريس تقاضاى ده تومان براى گذراندن امتحان و دريافت ديپلم پزشكى هو
خدايگانا ، بندگاننوازا اين عريضهء پنجم است كه جسارت مىكنم و به جواب يا اظهار خدمتى سرافراز نمىشوم . هرچه باشد من دست از رسوم بندگى برنمىدارم و گاهگاه به جسارت دو كلمه زحمت مىدهم . هرطور باشد آخر خواهم فهميد كه چرا از نظر عالى فراموش شدهام . على العجاله از جانب دو نفر همكار « 4 » و خودم سه نفره عرض مىكنم كه للّه الحمد از يمن مرحمت جنابعالى دو روز قبل جواب وزير علوم به جناب وزير خارجه در باب امتحان اين بندگان رسيد . نوشته بودند كه تحصيلات ما را كه در ايران كردهايم به جاى مقدّمات قبول دارند . امّا موافق رسمى كه مقرّر است حالا بايد نفرى ده تومان بدهيم و يك امتحان به قسمى كه از براى خارجه رسم است گذرانده اجازهنامهء باشليه بگيريم و پس از آن ، او را خدمت جناب وزير برده حكم گذراندن امتحان حكمت و دادن رساله گرفته ، موافق قرارى كه رسم است امتحان بدهيم و خرج او نيز موافق رسمى كه معمول است فدوى در تفصيلى كه خدمت جنابعالى است داده است نوشته بدهيم . حالا ديگر بسته به رأى مبارك جنابعالى است . ما حاضر هستيم از براى امتحان ، اگر مىخواهيد و لازم مىدانيد برات تنخواه حوالهء قونسول التفات
هامش
( 1 ) . در اصل برخواستن
( 2 ) . كلمهاى شبيه به چكمه
( 3 ) . آخر نامه افتاده است .
( 4 ) . مراد ميرزا رضا و ميرزا حسين سابق الذكر