حق خدا هرچه عرض كردهام از روى صدق بوده است و منظورى نداشتهام مگر اطلاع ملازمان سركار عالى از حالت خودم و كارهاى خودم . سركار شما البته هميشه رضامندى از سركار خدايگانى به ميرزا هاشم خان « 1 » خواهيد نمود ضرور فضولى من نيست . زياده استدعائى ندارم مگر سلامتى وجود عالى و التفات تعليقجات مفصّل كه حاوى همه خبر باشد . نشان سركار عالى را بيست روز قبل فرستادم نزد حاجى ميرزا احمد خان البته تا حال رسيدم است . سر حمايل را هم ديروز زرگر آورد اما نتوانستم بفرستم ، از براى اينكه چاپار دولت فرانسه است و بجز كاغذ چيز ديگر نمىبرد ، ان شاء اللّه به وسيلهء ديگر خواهم فرستاد . همهروزه مترصّد فرمايشات هستم . فداى وجود مبارك شوم . فرصت دوباره مرور كردن نبود خواهيد بخشيد . « 2 »
- 407 - نامهء علينقى حكيم الممالك به پدرش از پاريس سوءقصد به جان ناپلئون سوّم
پشت نامه : عريضه خدمت سركار خدايگانى است . تاريخ تحرير نامه بعد از 18 جمادى الاول 1274 است .
هو تصدقت شوم تعليقهء مورخهء سلخ ربيع الاول ، در هجدهم شهر جمادى الاول ، در زمان توقف لندن زيارت شد و از سلامتى مزاج ملازمان عالى و ساير متعلقان اطلاع بهم رسانده بىحد مسرور شدم . از حضرت باريتعالى متمنى مىشوم متوسّلا به مقدّس درگاه احديت كه هميشه اين عبد ذليل را به اين مايهء سرور خوشوقت و مفتخر دارد .
از غياب بندهء خود ، اظهار دلتنگى فرموده و به مضمون شريف الصبر مفتاح الفرج خود را تسلّى دادند . بله از براى سركار همين قسم است و دور نيست كه بواسطهء تجربيات بسيار كه در عالم ديدهايد و نتايج خيرى كه از صبر كردن بردهايد باز با آن
هامش
( 1 ) . برادر فرخ خان امين الملك .
( 2 ) . در اينجا بخشى از نامههاى حكيم الممالك به پدرش كه به عنايت و همّت مرحوم استاد محبوبى اردكانى در مجلهء بررسيهاى تاريخى ايران ( مهر و آبان 1349 ) به چاپ رسيده است به پايان مىرسد و بقيه ، نامههاى متفرقهء اوست كه به دنبال مىآيد .