مىكنند ، اگر سربازها تفنگ نداشته باشند بىثمر خواهند بود . اگر خسارت تفنگ را هم فرضا از سرتيپ و سرهنگ بگيرند ، تفنگ سرباز چيزى نيست كه در بازار براى آنها ممكن بشود بخرند . اگر رأى سركار قرار بگيرد كه سربازها تفنگ داشته باشند بايد پنج هزار تفنگ از جباخانهء همايونى به سرباز مرحمت شود .
سياههء اموال مقصرين فوج مخبران از قرار تفصيل علىحدّه عرض شده است .
نجّارى هم كه براى بريدن چوب شمع و عراده آمده بود ، در غرّهء ماه ربيع الاول وارد شد .
بنده فورا همهء ملزومات او را داده روانه كرد ، ان شاء الله عما قريب خدمت محوّله را به انجام خواهد رسانيد .
چون فرمايش سركار اين است كه از امورات سرحد روم عرض نمايند ، سياههء لشكر رومى را چند روز قبل از اين مفصّلا نوشته انفاد حضور نمود . اين روزها نيز علاوه بر آنچه عرض شده بود ، يك فوج رديف از زنگان كه حالا داخل نظام شدهاند و هزار و صد نفر بودهاند به اتفاق عزّت احمد پاشا با طبل و بالابان وارد ارزنة الروم شدهاند . چون لازم بود عرض شد . بند [ ه ] هم قرار دادهام كه هر پانزده روز يك فوجى از افواج به تبريز بيايد . سان آنها معلوم بشود كه ديگر منبعد كسى نتواند تغيير و تبديل بدهد و حساب تفنگ آنها هم معلوم بشود و عيب ديگرى هم . . . « 1 »
- 386 - تعهّد حفر قنات در تبريز
تاريخ تحرير نامه 1276 قمرى است . پشت نامه مهر مربع كوچك به سجع « يا ابا عبد الله » اين نامه نشان مىدهد كه عبد الله نامى در دورهء ناصر الدين شاه قاجار ، متعهد شده است كه آب اهالى محلات پلسنگى و ششكلان و سرخاب و شتربان تبريز را از قريهء نارنج تأمين كند .
بندهء درگاه متعهّد و متقبّل است كه موازى دو هزار ذرع از منبع اصل آب قنات مشهوره به حسن پادشاه را واقعه در اراضى نارنج از حالا تحرير الى انقضاى مدت سه سال ، بطورى كه مغنّيان باخبرت و بصيرت ملاحظه و برآورد كردهاند ، در يكهزار و يكصد تومان رايج ديوانى ، بطورى كه مرغوب و استادپسند باشد حفر و سنگبندى
هامش
( 1 ) . چهار صفحه گزارش نمونه در اينجا تمام مىشود .