تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
تنخواهى كه بايد به تعويق و تاخير بيفتد از سال كهنه به سال نو حواله شود تا كار ولايت بگذرد و اگر كسى هم شكوه و شكايت بكند ، سركار از بنده مؤاخذه نفرمايند . از اينكه دخل كفاف خرج را نمىكند ، بنده هم قبل از وقت مراتب را عرض كردم . در هرحال اختيار با سركار است . در باب خلخال ، محمد ناصر خان مبلغ دوازده هزار و چهارصد و چهل و شش تومان ، علاوه بر ماليات از خلخال گرفته است و رعيت آنجا به مرتبه [ اى ] مستأصل و پريشان شده‌اند كه عرض‌كردنى نيست و خودش هم هميشه با صد سوار هرچند روز به يكى از دهات مىرود ، از اخراجات و خرج سفره و تكلّف و تعارف و جرم و جنايت از مردم مىگيرد . چون عرض فقرا و ضعفا كه استطاعت آمدن خدمت سركار را ندارد بر بنده لازم بود ، عرض كردم . رعيت ، رعيت پادشاه و اختيار همه با سركار است . صورت احجاف او را با عرايض اهل ولايت مفصّلا در فرد علىحده نوشته خدمت سركار فرستاد . در باب گرّوس « 1 » ، مبلغ شش هزار و پانصد تومان نقد و پانصد و سى و دو خروار جنس ، علاوه بر ماليات موافق تفصيل علىحدّه ابراهيم خان از گرّوس گرفته است و اوضاعى در خوانين و رعيت آنها نگذاشته است كه مصدر خدمتى توانند شد . چون عرض اهالى ولايت لازم بود بند [ ه ] هم مصدّع گرديد . اختيار با سركار است . محاسبهء توشقان‌ئيل آذربايجان را مقرّر شده بود بنده بفرستم ، همگى مباشرين و مستوفيان جمعند و مىنويسند . ان شاء الله يك ماه بعد از عيد ارسال دفترخانهء همايونى خواهد شد . تفنگهاى افواج را مقرّر شده بود كه بنده برسد كه چقدر تفنگ موجود و چقدر مفقود شده است و چقدر از اصل كسر دارد . همه مشرف‌ها و سرهنگ‌هاى افواج جمعند و مىنويسند ، ان شاء الله معيّن كرده ارسال حضور خواهم نمود . چون در اين سنوات مكرّر سرهنگ و سرتيپ‌هاى افواج تغيير و تبديل يافته است و سرتيپ‌ها و سرهنگ‌ها پيش از مأموريت بنده به سليقهء خود ، صاحب‌منصبان جزء را مكرّر عوض و بدل كرده‌اند و پاره [ اى ] اسفار هم اتفاق افتاد ، در اين ميانه اكثرى از تفنگها مفقود شده است . حالا به قدر پنجهزار تفنگ افواج آذربايجان كسر است . با وجودى كه مواجب و جيرهء پادشاهى را همه‌ساله مىگيرند و معافى خود را با رعيت حساب
هامش
( 1 ) . در اصل : كرّوس . روى حرف كاف ( ضمه ) و روى حرف را ( تشديد ) گذاشته شده است .
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 408 | بهرام غفارى / على اصغر عمران / كريم اصفهانيان