- 367 - حكومت يزد و مشكلات وصول ماليات
نويسنده نامشخص و عريضه به خط شكسته نستعليق خوش نوشته شده است
مخدوم معظم مكرّما فرمايشات اعليحضرت قدرقدر شاهنشاه روحى و روح العالمين فداه را ديروز به اين بندهء درگاه خلايقپناه ابلاغ نموده دلجوئى از اين پير غلام شاهنشاه روحنا فداه نموديد . خداوند عالم سايهء مرحمت ظل الهى را از سر اين فدوى جاننثار كم نفرمايد . اين فدوى خود را قابل خدمات شاهنشاه روحنا فداه نمىداند كه درخور خدمت ، استدعاى نعمت نمايد . محض تفضّل و مرحمت است كه به امثال اين بنده مىفرمايند [ و ] مأمور به يزد مىفرمايند . چون عبد لاگريز است و محتاج ضعيف ، بايد عرض و استدعاى خود را از خدا و سايه خدا بنمايد .
بنده عرض نمىكنم كه در چاكرى پادشاه دينپناه آب و نانى دارم ، امّا شأن دولت مقتضى اين مرحله هست كه هر غلام قديمى و جاننثار حقيقى را با غلام جديد تفاوتى بگذارند كه باعث اميدوارى ساير بندگان درگاه شود . قرار معيشتگذرانى داده شود كه به عسرت نگذرد ، درين مأموريت كه مىتواند از عهدهء خدمت برآيد .
در يزد از قرارى كه رسيدم و فهميدم آنچه بود و نبود كلا [ همه ] را جمع كردهاند كه وصولى به صعوبت مىشود كه رعيت عارض شدهاند . بنده خيلى كار بكنم انجام همين اصل فرع دادن را بكنم كه در خدمت ديوان اعلى مقصر نشوم در خدمتگزارى . و در خصوص آنكه گفتند از بابت ماليات فروعات مبلغ پانصد هزار تومان . . . بدهد و قبض دريافت كند ، فدوى خود را در راه پادشاه جمجاه روحنا فداه صاحب مال و جان نمىدانم ، هست و نيستم متعلق به دولت است . از خداوند هميشه مسئلت كردهام كه قوه بدهد در بندگى و اطاعت شاهنشاه كرورها خدمت كنم و جاننثارىها نمايم [ و ] بخت مساعدت كرد .
البته شما كه دولتخواه دولت هستيد و دقّت در جزء و كلّ امور دولت مىنمائيد و راضى به ذره [ اى ] نقص دولت نيستيد ، مىدانيد كه اين بندهء درگاه دولت در عالم بندگى خودم به دولت چقدرها از جان [ و ] مال گذشتهام در راه دولت . و رضاى پادشاه را ترجيح بر جان [ و ] مال مىدهم . چون به جهت بعضى اتفاقات تنخواهى كه قرض كرده بودم با منافع ، صاحبانش آمدند گرفتند و اين پانصد هزار تومان تا آخر سال چهار پنج هزار تومان