روزها سرقدم ساخته [ خدمت ] خواهم « 1 » رسيد . چيزى كه قابل منزل مباركى باشد بجز خودم و بهتر از بندگى « 2 » و اشتياق خودم چيزى نديدم . ان شاء الله خود با منزلمباركى درويشانه عنقريب خواهم رسيد . و البته اگر بخواهم شرح اشتياق كنم « مثنوى هفتاد من كاغذ شود » . خداوند وجود شريف را ان شاء الله از شرّ حسود و فساد مفسدين محفوظ دارد ، به حقّ كعبه و آن كس كه بناى كعبه نهاد . « 3 »
افسوس كه عرضم را نشنيدى به اين كعبه مشرّف نشدى و الله زياد افسوس نرفتنت را مىخورم ، بارى معلوم است مقدّر نشده بود . خداوند وجودت را حفظ كند ، ان شاء الله دفعهء ديگر كه به سفارت رفتند ، نصيب شود ، مشرّف شويد .
- 277 - نامهاى است ظاهرا به فرخ خان ( امين الملك - امين الدوله ) از مشهد اصلاح كار شاهزاده محمد يوسف « 4 » و مطالب ديگر
چون در نامه به مرگ ميرزا هاشم خان قسم مىدهد احتمالا خطاب نامه به فرخ خان و منظور از ميرزا هاشم خان برادر اوست .
هو فدايت مگر من شرط و يا نذر كردهام كه جميع اعمال و افعالم تا در دنيا هستم جمعا بهقاعده و بىعيب باشد . فرضا اگر در يكى از افعالم خبط و خطائى ظاهر شود به چه نحو بايد رفعش كرد . فرزندى ميرزا محمد على شرحى به من نوشته و خطائى به من گرفته بود . اگرچه حق با او بود ، امّا من هم در كمال وثوق و اعتماد به لطف شما ، اگر بعد
هامش
( 1 ) . در اصل : دوجا « خاهم »
( 2 ) . در اصل : بندهگى
( 3 ) . صحيح : كه سنگ كعبه نهاد
( 4 ) . شاهزاده محمد يوسف از اميرزادگان افغانستان بود كه در مشهد بسر مىبرد . پس از پريشانى كار صيد محمد خان ظهير الدوله پسر يار محمد خان ظهير الدوله از مشهد به هرات رفت و شهر را در تصرف گرفت و ظهير الدوله را با مادر و دو خواهرش كشت و پس از دو روز زن او را تصرف كرد و رفتهرفته آثار عصيان در او ظاهر شد و از اوامر حسام السلطنه سر پيچيد . چون هرات تسخير شد حسام السلطنه او و برادرش را به مشهد و بعد به تهران فرستاد و در تهران تحت نظر بود . پسرهاى صيد محمد خان ظهير الدوله از او به ناصر الدين شاه شكايت كردند و شاه دستور داد كه وى را به آنها تسليم كنند . و آنان نيز او را كشتند ( تعليقات مرحوم دكتر حسين محبوبى اردكانى در كتاب دافع الغرور ، اثر عبد العلى اديب الملك ، به كوشش ايرج افشار ، تهران ، انتشارات خوارزمى ، 1349 ، ص 306 ) .