افتادهاند و مىخواهند به اشتباهكارى در خدمت سركار والى امر را به مشبّهكارى بگذرانند . لهذا از راه بندگى « 1 » زحمتافزاى خاطر سركار قبلهگاهى مىشود كه هروقت از اوقات در مقام تعليقهنگارى از براى سركار والى دام اقباله العالى و واليه مىشوند قدغن بفرمايند كه گوش به حرف مفسد باغرض ندهند و در ضمن تعليقه ازين كمترين سفارش فرمايند كه تا آنكه خلق ندانند كه بنده بىخداوندم . ان شاء الله التفات سركار را شامل حال كمترين مىدانند و گاهبيگاهى به صدور تعليقجات و ارجاع خدمات و فرمايشات مفتخر و سرافراز مىفرمايند و هرگونه خدمتى را كه قابل و لايق دانند مىفرمايند . زياده جسارت است ، عرضى ندارد . سلامتى سركار را طالب مىباشد .
- 256 - نامهء آقا اسمعيل پيشخدمت سلام پدر حكيم الممالك و اقبال السلطنه به فرخ خان امين الدوله در خصوص فساد علينقى خان نامى از خويشان ملك الشعراء و اخراج او از بست
نامه داخل پاكت كوچكى قرار داده شده و پشت آن نوشته شده است هو الله تعالى حضور انور بندگان سركار جناب جلالتمآب اجل اكرم افخم صاحباختيار معظم امين الدوله دام اجلاله العالى شرفياب شود 8642 و پشت پاكت و پشت نامه مهر بيضى بزرگ به سجع عبده الرّاجى اسماعيل 1262 .
مطاعا قبلهء عالم روحى و روح العالمين فداه مقرّر فرمودند كه علينقى خان نامى كه از خويشهاى ملك الشعرا است و نوكر نايب السلطنه « 2 » است مرد مفسدى است آمده در طويله بست نشسته است . امروز حكما و حتما به او اعلام كنيد يا از بست بيرون بيايد و توبه كند كه ديگر پيرامون افساد نگردد و يا اينكه امروز حكم اخراجى او را بنويسيد و بفرستيد كه اخراج است . البته حسب الحكم امروز حكمش را بنويسيد .
حسب الحكم نوشته شد .
هامش
( 1 ) . در اصل : بندهگى
( 2 ) . كامران ميرزا .