از عيسى خان والى ( اعتماد الدوله ) دائى ناصر الدين شاه است كه از 1275 ه . ق ، چند سالى حاكم گيلان بوده است .
به عرض اولياى دولت قاهره مىرساند ، لهذا برحسب لزوم مصدّع گرديد كه در خصوص ماليات محال فومن چون مقروض و پريشانحال هستند ، همه ساله در آخر سال عاليجاه مقرب الخاقان حاجى قاسم خان بهقدر مبلغ چهار پنج هزار تومان خود از تجّار قرض مىنمود و امر ماليات ديوان را از پيش مىبرد ، و به اين جهت هر روزه شكايت و آه و ناله داشت كه طلب مرا از رعيت بگيريد ، طالب چنين حكومتى نيستم .
و فدوى چون مىديدم مشار اليه آدم بااعتبارى است و به اين ملاحظه از راه وصول ماليات فى الجمله آسوده هستم ، نسبت به مشار اليه به يكطورى سلوك مىنمودم كه خدمت ديوان اعلى معوّق نمانده و ماليات هم بطور سهولت وصول شود . تا امسال كه عاليجاه مشار اليه برحسب اذن اولياى دولت قاهره به زيارت مشهد مقدّس مشرّف شده و عاليجاه محمود خان ولد خود را نايب خود نموده و هذه السنه مثل ساير سنوات مساوى پنج شش هزار تومان از ماليات فومن در نزد رعايا باقى است كه از عهدهء اداء آن برنمىآيند ، و مىبايست مباشر فومن بطور هر سال ، خود قرض نمايد و خدمت ديوان را انجام رساند . و الّا محال است كه تمام منال متوجّهى فومن را از خود رعايا وصول ساخت ، مگر آنكه اكثر متفرّق شوند .
و چون اين اوقات جمعى از فومنىها در دار الخلافه هستند ، متواترا اخبارات از آنها مىرسد كه امر حكومت از مقرب الخاقان حاجى قاسم خان و عاليجاه محمود خان انتزاع شده و به حاجى ميرزا كميل فومنى مفوّض شده ، به اين جهت ديگر مردم از تجّار و غيرهم اعتبار نمىكنند كه پول به مباشر فومن قرض بدهند تا امر ديوان را تواند انجام نمود .
بعلاوه ، بهقدر چهار پنج هزار تومان كه عاليجاه حاجى قاسم خان از تجار داخله و خارجه قرض نموده و بهجهت منال ديوان به رعايا داده كه قرض نمودن و به رعايا دادن هردو در دفتر مباشر مهام خارجه ثبت است و وجه شاهى اشرفى سنهء آتيه را هم كه به فومن حواله دادهايم ، به همين جهت در عهده « 1 » تعويق است ، در مقام دولتخواهى لازم گرديد كه مراتب را به عرض عالى برسانم كه هرگاه اخبارات مزبوره مقرون به صحت و وقوع باشد ، بندگان عالى از مفاسد و مصالح آن مطلع و مستحضر باشند كه فردا به جهت
هامش
( 1 ) . در اصل : عقده .