بودند ، خرجى در مقابل از قبيل حق الحكومه حكّام و مواجب مباشرين و خرج محصّلين و مأمورين خدمت و مخارج دفتريان آذربايجان قرار داده بودند ، تتمه را خود ضبط و صرف لوازم شغل پيشكارى مىنمودند .
حال مبلغ گزاف زياده بر عمل معمول ايشان افزوده و مخارج آن را قدرى كسر و قدرى را . . . نوشتهاند . تفاوت اين معامله قريب شصت و هفتاد هزار تومان مىشود . اگر بخواهند اين تنخواه را دوباره به مؤدّىهاى آذربايجان ، با اين حالت قحطسالى و تنگدستى و ابتلاى پريشانى تحميل نمايند ، فوق طاقت مردم خواهد بود ، و در صورت مطالبه بالقطع و اليقين از پيش نخواهد رفت . و اگر بالصراحه به خاكپاى جواهرآساى همايون عرض كنم كه ترحّم و تفضّلى شامل دارند ، دور نيست كه تصوّر شود مىخواهم ضرر به ديوان برسانم و متّهم بر جلب نفع خود و سدّ راه مداخل ديوان اعلى خواهم گشت ، و عرض خواهند كرد به خلاف ملاحظهء صرفهء ديوان ، عرض و استدعا كرده است ، و حال آنكه البتّه از داخل و خارج شنيدهايد نفع و ضرر و خير و شر اين ولايت ربطى به مخلص ندارد . چون هرروز طرف خطاب ديوان اعلى و دخيل سؤال و جواب احكامات عليه نشوم ، از آن جهت استمداد از توجّه كاملهء سركار عالى كردم چارهاى به احوال اهل اين ولايت ، درين پريشانى و گرانى بفرمائيد و اين بار سنگين را از دوش مخلص ضعيف و خلق خدا برداريد كه آخر عمر با همهء خدمات ضايع و خراب نگردم و بدنام و بدروز نشوم . زياده ازين عرضى و زحمتى و استدعائى ندارم ؛ واجب بود عرض شد . امركم مطاع .
- 249 - شكايت يكى از سرهنگان فوج از عزيز خان مكرى سردار كل ظاهرا به فرخ خان امين الدوله
هامش
ميرزا حاكم تهران ملقّب به ركن الدوله شد به جاى برادر خود فيروز ميرزا نصرت الدوله استاندار آذربايجان شد ، ميرزا صادق قائممقام نيز كه وزير و پيشكار ( معاون ) او بود به تهران احضار گرديد و به جاى او ميرزا فضل الله وزيرنظام با همان سمت ، بعلاوه رياست امور نظام آن سامان براى بار دوّم به آذربايجان فرستاده شد . پس از عزل ميرزا آقا خان نورى اعتماد الدوله در 20 محرم 1275 قمرى از صدارت ، ميرزا فضل الله وزيرنظام به كلى از كار بر كنار گرديد ( به تلخيص از شرححال رجال ايران ، ج 3 ، ص 106 ) بنابراين تاريخ تحرير اين نامه بعد از 20 محرم 1275 است كه مجددا ميرزا يوسف مستوفى الممالك پس از عزل ميرزا آقا خان نورى از صدارت ، دوباره به شغل سابق خود كه وزارت دارائى باشد برگشته بوده است .