تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
قابل دانند به اردو احضار فرمايند ، در دار الخلافه به خاكپاى مبارك شرفيابى حاصل آيد . ايام عمر و عزّت مستدام باد ، امركم مطاع .

- 238 - نامهء نظام العلماء « 1 » به فرخ خان اين بنده غلام بىعقل و بىدين بيكاره نيستم

پشت نامه مهر مربع بزرگ به سجع « عبد الائمة النجباء نظام العلماء » . چون در نامه اشاره به اولاد ابى ذر كرده قطعا خطاب نامه به فرخ خان است . هو مطاع معظم من گويا درين مدّت متمادى كه خدمت شما بندگى بهم رسيده است حقيقت و ماهيّت بنده و خوبى و بدى اين شرمنده به شما معلوم است . خداوند عالم مىداند كه حق احدى پيش من ضايع نمىشود و اگر تلافى نتوانم بكنم از عدم قدرت است . همان يك فرمايش شما موجب تحبيب شد و جناب صدراعظم حرسه الله به سر التفات آمده‌اند . خداوند عالم فرّ و شوكت دنيا و آخرت به شما كرامت فرمايد . حقّا كه از اولاد ابى ذر صلى اللّه عليه و آله هستيد كه صاحب درجه تابعهء ايمان بوده و عاشرهء . . . سليمان وقوف او مرتبهء ولايت است . خاكپاى نيكانم و خيرخواه مسلمانان . درين مسئله كه از دولت شما شد التفاتى بفرمائيد كه التفات صدراعظم زياده بر اينها باشد . طالب احترام ظاهر هستم طمّاع نيستم . در باب امر سفر كه اعليحضرت شاهنشاه حكم فرمودند كه در ركاب باشم طورى نشود كه صدراعظم ايّده الله و قتل اعدائه خيال كنند كه بنده خواهش كرده‌ام . چنانچه وعده فرمودند بكنيد . اگر ميل دارند ايشان هم مرخص بفرمايند و اگر ميل ندارند او را حكم بفرمايند . تا به خدايى « 2 » كه عالم و آدم آفريد اگر هزار سال عمر بكنم در شب
هامش
( 1 ) . به احتمال قوى مراد ميرزا رفيع طباطبائى نظام العلماء تبريز ، ابن ميرزا على اصغر است كه محمد حسن خان اعتماد السلطنه دربارهء او مىنويسد : « ميرزا رفيع طباطبائى نظام العلماء تبريز ، از اجلّهء افاضل آذربايجان است و تأليفى مطبوع دارد . » چهل سال تاريخ ايران در دورهء پادشاهى ناصر الدين شاه ، به كوشش ايرج افشار ، ج 1 ، ص 248 ، و نيز جلد دوّم همان كتاب ص 786 دربارهء نسبت وى ، به نقل از انيس الادباء و الذريعه . ( 2 ) . اصل : تا بخدايى