- 184 - استدعاى عبد الغفور خان زرزا « 1 » از ناصر الدين شاه قاجار
به مهر پسرش « حكمت » راجع به صدور فرمان و اداى قرض
فهرست عرض و استدعاى كمترين جاننثار حسب الاستدعاى والد خود عبد الغفور خان زرزا است به خاكپاى همايون روحى و روح العالمين فداه اين است .
استدعاى اوّل :
اوّل اينكه در سه سال قبل ، در توپخانهء مباركه معادل سه هزار تومان جبرا و عدوان از والد جاننثار استرداد شد . والد چون آن وجه را از ديگران قرض گرفت و داد و الحال نيز مديون است ، ملتمس از مراحم شاهانه و عنايات خسروانه اينكه پرتو التفات را شامل [ فرمايند ] كه حق ارباب طلب به نوعى ادا شود ، مراجعت به سرحدات نمايد ، با كمال اميدوارى آسوده به لوازم دعاگوئى مشغول شود .
استدعاى دوّم :
استدعاى ثانى اينكه فرمان التفات شرف صدور يابد كه ما بعد اليوم ديگر چنان صدمه وارد نيايد و التفات شاهانه شامل حال جاننثاران باشد و به مراحم خسروانه اميدوار بوده كه به اين خيالات فاسده نيافتاده به اطمينان مراجعت به سر خدمت سابقه نمايد كما فى السابق به شرايط جاننثارى مشغول شويم كه خدمات سابقهء جاننثاران بيهوده بههدر نرفته باشد . حكم حكم همايون است . كمترين غلام جاننثار حكمت دو فقره استدعا است . مهر
- 185 - عريضهاى به ناصر الدين شاه و دستخط او در حاشيهء آن موافقت مشروط با تقاضاى معتمد الدوله فرهاد ميرزا با پيشكارى محمد ابراهيم خان معتمد الملك
تصدّق خاكپاى اقدس همايونت گردم دستخط مبارك كه به افتخار
هامش
( 1 ) . از غفور خان زرزا قبلا نيز اسنادى در مجلّدات مجموعهء اسناد و مدارك فرخ خان امين الدوله ، از انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ شده است .