تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
نخواهند كشيد و ابدا از براى فدوى اعتبار و پيشرفت باقى نخواهد ماند و به خاكپاى مبارك قسم ابدا طالب حكومت يزد نبودم و نيستم . چون هميشه براى فرمايشات و احكامات همه روزه معطّلى حاصل بود ، از آن طرف هم هركه حاكم يزد بود عوض ماليات ديوان برات خوى مىكرد . سرب و سنگ به قيمت‌هاى بسيار زياد به ديوان مىداد كه در حقيقت تنخواهى به ديوان نمىرسيد ، فدوى بدين‌جهت ممنون و خشنود « 1 » بودم كه تنخواه يزد به مصرف احكامات و فرمايشات سركارى مىرسد . يك قلم ده هزار ريال تخفيف مستمرى كه چندين سال اهل يزد مىبردند امسال بنابه بدبختى بنده كه اهل يزد ندهند و شورش بكنند ديوانيان مطالبه مىنمايند . معلوم است كه مردم يزد تا در قوه داشته باشند اين ده هزار تومان را كه چندين سال خورده و برده‌اند نخواهند داد . ازجمله چند نفر از قوم و خويشان عبد الرضا خان كه ميرزا عبد الحى و ديگران باشند ، اولا به طمع خلاصى مفسدين آمده‌اند . اگر او نشود به جهت ندادن ده هزار تومان تخفيف مميّزى است كه ندهند . به خاكپاى مبارك قسم با اين وضع كه حالا در شاهزاده عبد العظيم براى اين مفسدين فراهم آمده است صد مرتبه اغتشاش امر حكومت يزد عن‌قريب بيشتر مىشود و باعث ندادن ماليات و نرسيدن وجه تخفيف خواهد شد . فدوى لازم دانست كه اين تكليف را از روى حقيقت به خاكپاى مبارك عرضه دارم . حال دو استدعا دارم . يا تا زود است حكم صريحى دربارهء مفسدين يزد بفرمايند ، هم خود آنها دست از فساد تازه بردارند ، هم آنها آسوده بشوند و هم اشخاصى كه در دور آن جمع شده‌اند و مشغول فساد تازه مىشوند . يا اينكه فدوى را از خدمت حكومت يزد معاف بفرمايند كه جاروب‌كشى آستان مبارك براى فدوى ، صد هزار بار مرتبه از حكومت كلّ ايران بهتر و افتخارم بيشتر است .

- 182 - عريضهء محمد مهدى فرزند حجة الاسلام محمد ابراهيم به ناصر الدين شاه دربارهء كسر مستمرى آنان از طرف دولت

پشت نامه مهر مربع متوسط به سجع عبده الراجى محمد مهدى بن
هامش
( 1 ) . در نامه : خوشنود