- 180 - عريضهء حسنعلى افشار به ناصر الدين شاه دربارهء ايلات شاهسون و افشار استدعاى تعيين سرپرست براى ايل افشار
نامه مهر و تاريخ ندارد . بين سطر اوّل و دوّم ، به رسم نامهنگارى آن روزگار عبارت : كمترين غلام حسنعلى افشار
تصدّق خاكپاى مباركت بگردم پارسال استدعا نموده بودم كه عرض مخفى دارم . قبلهء عالم و عالميان روحى فداه هم محض التفات و مرحمت در سر سوارى احضار فرمودند و ليكن جرأت وفا نكرد ، اصل مطلب را نتوانستم عرض نمايم . حال واجب دانسته به اين عريضه جسارت مىشود كه شاهسون به جهت دولت عليه خوبايل و خوبنوكر است ، حيف است كه ضايع شوند .
حقيقت اين است بجهات چند كه نمىتوان عرض نمود شاهسون ، بخصوص طايفهء افشار ويران است ، خراب شده . اغلب آنها پريشاناحوال متفرق به سمت آذربايجان و جاهاى ديگر شده [ اند . اگر ] اندك توجّه شود باز هم جمع خواهند شد و باز هم آباد خواهند گشت .
استدعاى فدوى آن است كه مجموع نوكر ايران به اختيار سركار سپهسالار محوّل است ، نوكر افشار هم معلوم است مثل همهء قشون به اختيار و اطاعت سركار ايشان خواهد بود . عرضى درين خصوص ندارم و ليكن ايليّت افشار « 1 » الآن هم كه تخته قاپى شدهاند ، يك نفر صاحب پرستار بىطمع لازم دارد كه به فرقهء اينها اميدوار بوده جمع شوند و نوكر اينها از سفر فرار نكنند .
استدعا كه دارم اين است فدوى را با ايل طايفهء افشار سپرده ، اولا [ به ] معيّر الممالك « 2 » كه مناسبت تيولى در آنجا دارد ، يا امين الدوله يا عين الملك « 3 » يا دبير الملك فرمايند . اين تمنّا جهت آن است كه ازين ايل پريشان خيال مداخل نخواهند داشت ، فى الجمله مراقبت و پرستارى نمايند ، طايفه به حال خواهند آمد . و اگر هرزگى داريم و
هامش
( 1 ) . در اصل : افشار را
( 2 ) . دوست على خان معير الممالك ( نظام الدوله ) .
( 3 ) . شير خان قاجار عين الملك ( اعتضاد الدوله ) يا پسرش عين الملوك ملقب به عين الملك كه هردو خوانسار دربار بودند . ( چهل سال تاريخ ايران ، به كوشش ايرج افشار ، ج 1 ، ص 42 ) .