تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
جملهء بدبختى و فلك‌زدگى تا آنكه جدهء پيرم نيز امسال مرحوم شد . با اين صغر سن و جمعى از عيال و نوكرهاى مرحوم والد كه واجب النفقهء خانه‌زاد هستند ، همه را بايد متكفّل مخارجشان شد . و در اين مدّت بعلاوه حبّه و دينارى و يا تكّه و پارچه [ اى ] از اوضاع و اسباب ارث پدر [ را ] قبله‌گاهى امير حسين خان « 1 » عمو نداده و همه را برده است . يك من گندم از املاك پدرى به جهت گذران يوميه‌ام نداده است كه مال يوميه را بخرم . « 2 » از انصاف و معدلت شاهنشاهى دور است كه اين خانه‌زاد با قريب دويست هزار تومان ملك موروث پدرى ، نان نداشته باشد و گذران به قرض و پريشانى كند . بعد از فوت جدّه پيرم ، جناب عضد الملك « 3 » متولىباشى و مقرّب الخاقان حاجى شهاب الملك « 4 » امير تومان ، جناب مجتهد العصرى شيخ عبد الرحيم را آورده ، قرارومدارى به جهت اين خانه‌زاد دادند كه به كلى اسباب زندگانى خانه‌زاد برباد نرود . عن‌قريب اسم خانوادهء شجاع الدوله از ميان خواهد رفت . اميدوار و متمنى از درگاه خلايق‌پناه خسروانه چنان است اولا اين خانه‌زاد را به غلام‌بيگى نوّاب مستطاب فلك جناب اشرف ارفع و الا شاهنشاه‌زادهء اعظم جلال الدولة العلية العاليه روحى فداه مفتخر فرمايند كه كسى جرأت تعدّى و ستم نكند . و ثانيا امر و مقرّر شود لا اقل املاك زرخريدى پدرم را كه همه كس مىداند ، امير حسين خان به تصرّف خانه‌زاد داده و قطع طمع از ملك موروث شرعى خانه‌زاد كند ، بلكه تواند جانى بدر برد و نانى پيدا كرد [ ه ] و يك وقتى مصدر جان‌نثارى كه موروث جان‌نثار است ، تواند گرديد . اگر بذل اين مرحمت در حق خانه‌زاد نشود از پريشانى لابدّم به هرطور است خود را به دربار معدلت‌مدار انداخته و دست تولّى به ذيل معدلت و دادخواهى زده [ رفع ] اين تطاول و ستم را درخواست كند . زياده جسارت شد . الامر الاقدس الاشرف الاعلى المطاع المطاع المطاع .
هامش
( 1 ) . مراد امير حسين خان زعفرانلو ( شجاع الدوله ) سابق الذكر . ( 2 ) . در اصل : مىخرم . ( 3 ) . ميرزا محمد حسين صدر ديوانخانه ملقّب به عضد الملك كه زمانى سفير ايران در روسيه و در تاريخ تحرير اين عريضه متولىباشى آستان قدس رضوى بوده است . ( 4 ) . حاج حسين خان ( يوزباشى - شهاب الملك - نظام الدوله ) شاهسون كه هنگام لشكركشى به هرات و فتح آن جزو سركردگان سپاه دولت بود و به اتفاق امير حسين خان زعفرانلو ( شجاع الدوله ) برادر سام خان به تهران آمد و مورد تشويق قرار گرفت ( براى اطلاع بيشتر رجوع شود به شرح‌حال رجال ايران ، چاپ زوّار ، ج 1 ، ص 392 ) .