است . تا امروز ششصد و پنجاه فرسخ سواى عربستان « 1 » امتداد يافته از روى حساب يك كرور براى ساختن آن متجاوز خرج شده است براى مخارج بيست ساله كه ده سال است فى چهل هزار تومان خرج مىشود و سابق قدرى كمتر بود . چنان كه تا بهحال اين اراده در تحت حفظ و حمايت ذات مقدس اعلى بوده است ان شاء الله تعالى منبعد همچنان خواهد بود .
عمدهء حفظ اين اداره تقويت روحانى آن است كه دخل آن مغشوش نشود . تا دخل آن برجاست تير و سيم و عمله و اجزاى آن برجا هستند . آنكه معيوب شد اينها همه خراب مىشود . سه چيز عمده است كه اسباب اغتشاش دخل شده است .
اوّل يأس رعاياى ولايات از خاكپاى همايون از نداشتن جواب عرايض تلگرافى خود كه پولى دادند به تلگرافخانه و جوابى به آنها داده نشد و راه عرض به همين جهت مسدود گشت . سيم تلگراف زياده از حد اسباب اطمينان شده بود براى درددل و عرض حال به خاكپاى اعلى . اين اميدوارى بدل به يأس و نااميدى شد و اين منفعت از تلگرافخانه قطع گشت .
دوّم اختلاف مطالب دولت با مطالب مردم است كه چنان درهم و مغشوش شده است كه حد ندارد . همينكه مردم دانستند كه مطالب دولت پول ندارد ، از اطراف كوشش كردهاند كه به هروسيله باشد پول ندهند . به اين معنى كه عارضين به هريك از ادارات دولتى عارض مىشوند حكمى صادر مىنمايند آن حكم را مطالب دولت مىنامند و از اداى وجه آن امتناع مىكنند و حال آنكه عارض هيچوقت حق اين تصورات را ندارد .
سوم عمل پستخانه كه [ اگر ] در تحت انتظام آيد حمل نوشتجات آسان و تحصيل جواب آنها خيلى زود مىشود . مردم به تلگرافخانه كمتر رجوع مىكنند .
امّا علاجهاى آن : آنچه به عقل قاصر اين غلام مىرسد به شرحى است كه معروض مىشود . اوّل جواب عارض ولايتى خوب است كه از خاكپاى همايون مرحمت شود و اگر آن عرض ناچار راجع به وزرا باشد مقرّر فرمايند كه وزراء مردم را بلاجواب نگذارند . تلگراف شما به عرض خاكپاى همايون رسيد جواب ندارد . هم جوابى است براى حفظ اعتبار تلگرافخانهء خيلى خوب . دوّم براى تفكيك مطالب دولت از غير دولت ، بايد وزراء وجه نقد به تلگرافخانه بدهند براى مطالب دولت و آن وجه در آخر هر ماه بعينها به آجودان مخصوص تسليم شود . در آن وقت مطلب غير دولتى به خودى خود
هامش
( 1 ) . مراد خوزستان .