خوب خواهد شد و در موقع به سلطانيه خواهد آمد . در باب فرستادن طبيب البته زود به چاپارى بفرستد حاجى ميرزا محمود « 1 » را از طهران ببرند . دستخطى هم نوشتم به شاهزاده نصرت الدوله كه به زودى روانه كند حاجى را . به ميرزا ربيع بنويس كه البتّه به چاپارى پى حاجى بفرستد و زود روانهء بروجرد كند . و بخصوصه به ميرزا ربيع بنويس كه به ميرزا ابو طالب بنويسد كه همهروزه يك نفر آدم پشت سر هم به اردوى ما بفرستد و از احوال احتشام الدوله بنويسد اطلاع حاصل شود .
دربارهء فوج ماكوئى حقيقت اين است كه اينها بايد تنبيه سخت سخت بشوند ، خودشان و سركردهشان . حالا اينها را احضار نمىكنم ، همانطور باشند بيايند سلطانيه ان شاء الله اينجا پدرشان را آتش مىزنم ، روبروى هر فوجها ، ليكن احدى حالا از اين ارادهء ما مستحضر نشود كه همينكه بوئى بردند فرار مىكنند .
- 115 - دستخط ناصر الدين شاه به فرخ خان امين الدوله دربارهء نوشتههاى خراسان و آذربايجان
امين الدوله نوشتهجات خراسان و آذربايجان را كه فرستاده بوديد رسيد .
نوشتهجات خراسانى [ را ] خانده [ كذا ] جواب در همان كاغذها نوشته شد . پشتورو [ را ] ملاحظه و بعد [ ا ] ز ملاحظه ، نوشتهجات و احكام را نزد دبير الملك بفرستيد معجّلا جواب بنويسند كه چاپار زود ببرد . نمىدانم احوال شما چطور است . البته البته اگر مقدور باشد پسفردا سهشنبه را اينجا بيائيد ، لازم است . اولا در باب اردوى بهار سال نو گفتگو شود . ثانيا در التفات به سركردهها با اطلاع سپهسالار گفتگو بكنيد كه طورى بشود همهء آنها خوشحال باشند و به اندازه به هريك التفاتى شده باشد كه مساعدت به عمل آيد .
جواب را بنويسيد زود . نوشتهجات آذربايجان را خاندم [ كذا ] جواب نوشته مىفرستم .
- 116 - دستخط ناصر الدين شاه به فرخ خان امين الدوله
هامش
( 1 ) . حاج ميرزا محمود طبيب دزاشوبى . اعتماد السلطنه مىنويسد : در فنون ايرانى و اروپى حاذق بود .
( چهل سال تاريخ ايران در دورهء پادشاهى ناصر الدين شاه ، به كوشش ايرج افشار ، ج 1 ، ص 274 ) .