نظر بود ولى پس از اين فتوحات بين آل دانشمند و قليج ارسلان اختلاف افتاد .
تسخير نيقيه بدست دولت بيزانس :
هنگاميكه قليج ارسلان براى نبرد با امراى دانشمنديه به مركز آناطولى عزيمت مى - كرد . خانواده و گنجهاى خود را در شهر نيقيه كه پايتخت او بود گذاشته بصوب مقصود روان شد . پس از رفتن او صليبيان به سردارى ريموند « 1 » پسر روبرت گيسكارد « 2 » به اتفاق گوتفراى لهستانى « 3 » و سرداران ديگر مسيحى در سال 1097 م ( 491 هجرى ) به نيقيه روى آوردند و آن شهر را كه اولين پايتخت سلاجقهء روم بود محاصره كردند . اين شهر در آن روزگار چهار ميل طول و 250 برج داشت . روميان قايقهائى بدرياچهاى كه در كنار آن شهر قرار داشت آورده و آن را تسخير نمودند و چنان كه در پيش گفتيم پيش از آنكه صليبىها بدان شهر درآيند آن را بنفع خود تصرف نمودند و پرچمهاى بيزانس را بر فراز آن برافراشتند . سپس امپراطور بيزانس آلكسيس كمننوس كه در پلكانوم
Pelecanum
در نزديكى خليج نيقومديا اردو زده بود از آنجا باشكوه و جلال به شهر درآمد و زن و فرزندان قليچ ارسلان را به اسارت گرفت و به قسطنطنيه فرستاد . در سال 1907 م ( 491 ه ) جنگى سخت بين صليبىها و سلاجقه در ناحيه دورليوم « 4 » ( اسكىشهر ) درگرفت ، در اين جنگ امراى دانشمنديه با سلاجقه در جنگ با دشمن مشترك مسلمانان همراهى مىكردند . در ابتدا پيشرفت با لشكر سلجوقى بود ولى سرانجام شكست در سپاه ايشان افتاد . پس از اين واقعه جنگهاى ديگرى بين ايشان و صليبىها روى داد و دانشمنديه خيانت كرده به صليبىها پيوستند . در سال 495 ه ملك غازى درگذشت و در اوايل پائيز 498 ه قليج ارسلان در جنگ اركلى پيروزى بدست آورد و سرداران صليبى فرانسوى و آلمانى و بعضى ديگر را شكست داد . در سال 500 ه در ميان چوكرمش و چاولىسقا كه هر دو از سرداران سلجوقى بودند بر سر استيلاى بر شهر موصل اختلاف افتاد . چاولى غلبه كرده حكومت موصل را در دست گرفت . مردم شهر كه از حكومت او راضى نبودند . از قليج ارسلان كمك خواستند . قليج ارسلان با ارتق پسر ايلغازى به آنجا رفت چون چاولى عقب نشست سپاهيان قليج ارسلان به آسانى وارد شهر گرديدند و قليج ارسلان براى جنگ با چاولى پسر خود ملكشاه را در موصل گذاشته و خود بر ديار بكر مستولى شد . چاولى به شهر سنجار رفت و از ملك رضوان بن تتش ابن الب ارسلان يارى خواست . ملك رضوان با وى بجنگ قليج ارسلان روان شد . با اينكه سپاه قليج ارسلان كمتر از لشكريان ايشان بود دليرانه بجنگيد ولى شكستخورده لشكريان او بگريختند و او خود را با اسب به رودخانهء خابور زد تا بگريزد ولى در آن رود غرق شد 1106 م ( 500 ه ) .
هامش
( 1 ) -Raymond( 2 ) -Robert Guiscard( 3 ) -Godfrey of Bouillon( 4 ) -Dorlaeum