تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
مقاومت وى نبود مملكت بدورد كرده بگوشهء بيرون رفت و غياث الدين كيخسرو در زمان دولت خويش محاربات نموده و فتح قلاع كرده و بعد از شش سال در معركه مخالفان دين مبين بعز شهادت فايز گشت و پسرش عز الدين كيكاوس قايم‌مقام شده يكسال پادشاهى كرد و برنج سل درگذشت آنگاه برادرش علاء الدين كيقباد بسلطنت رسيد و مدت بيست و شش سال بامر حكومت قيام نمود و او نامدارترين سلاطين دودمان خود بود ميان او و سلطان جلال الدين خوارزمشاه محاربات دست داده او بر خوارزمشاه غالب آمد و عاقبت پسرش غياث الدين كيخسرو آنعدالت شعار را از روى جهل و نادانى زهر داد تا مسند جهان‌بانى را وداع فرمود بعد ازو سلطنت بكيخسرو قرار گرفت و چون هشت سال از زمان حكومت وى منقضى شد لشكر گران از سپاه مغول در ملازمت امير باجوبه جنگ او نامزد شدند و ميان فريقين محاربات واقعشده غياث الدين كيخسرو منهزم گشت و او در سنه اربع و اربعين و ستمايه به راه عدم رفته پسرش ركن الدين راه سلطنت يافت و بر امور مملكت معين الدين پروانه كاشى شده سلطان ركن الدين برادر خود كيقباد را به خدمت قاآن فرستاده و او مهمات برحسب دلخواه ساخته مراجعت نمود و بحدود روم رسيد ، ركن الدين سليمان از بيم برادرش كه بر وى تفوق خواهد جست او را بزهر هلاك ساخت و برادر ديگرش كيكاوس از وى متوهم شده و بقراقوم گريخت و لشكر بركا خان او را به خدمت آنحضرت بردند و بركا خان كه پادشاهى بود مسلمان او را مدد داده بروم فرستاد بعد از هجده سال غربت خواست كه با عروس ملك اعشاق نمايد هادم اللذات بر سرش تاختن آورد و سلطان ركن الدين سليمان در زمان ابقا خان بنابر فرمان او بياساق رسيد و بعد ازو پسرش كيخسرو را سلطنت روم دادند و چون او در حد طفوليت بود فرمودند كه متولى امور معين الدين پروانه باشد و او مادر كيخسرو را در حباله نكاح آورده مدت هجده سال اسم سلطانى بر كيخسرو اطلاق مييافت تا در سنه اثنين و ثمانين و ستمايه در ولايت آذربايجان بفرمان احمد خان مقتول گشت و چون ارغون خان بر سرير خانى نشست روم را بغياث الدين مسعود ابن كيكاوس كه در آن حين از قراقرم آمده بود داد و در سنه سبع و تسعين و ستمايه غياث الدين فوت شده و برادرزاده‌اش كيقباد ابن فرامرز به حكم يرليغ غزان خان نامزد سلطنت روم شد و او بعد از مدتى باعلان كلمه عصيان مبادرت نمود غزان خان لشكرى به آن جانب فرستاد تا او را بگرفتند و دولت سلجوقيان در آن بلاد بنهايت انجاميد .