تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
تنها گذاشته و سليمان از خوف عذاب و نكال خود را هلاك ساخت اما ايلچى سليمان چون به خدمت سلطان رسيده ملكشاه را استخلاص انطاكيه موافق مزاج افتاده فرمان فرمود تا منشور حكومت آنولايت را باسم سليمان نوشتند و رسول بر وفق مدعا بازگشته در اثناء راه خبر هلاكت ولىنعمت خود استماع نمود لاجرم به خدمت سلطان ملكشاه مراجعت كرد و آنچه شنيده بود معروض داشت و ملكشاه از تتش رنجيده داود بن سليمانرا قايم‌مقام پدر ساخت و در خلال آن احوال قيصر قصد توقات و قادسيه و ساير بلادى كه دانشمند نامى بر آن مستولى بود نمود و دانشمند از سلاطين اسلام استمداد فرموده داود بمدد دانشمند توجه كرد و بر قيصر ظفر يافته فى سنه ثمانين و اربعمائه در قونيه بر تخت سلطنت نشست و بيست سال حاكم بوده رخت سفر آخرت بربست قليچ ارسلان بن سليمان بعد از فوت برادر افسر ايالت بر سر نهاد و مدت چهل سال بدولت و اقبال گذرانيده در اواخر ايام دولت باغواء امراء بغداد پسر خود مسعود را در روم قايم‌مقام ساخته بنفس خويش متوجه عراق شد و چون در كنار آب خابور منزل گزيد اتابك جاولى كه از عظماء اعيان دولت مسعود بن محمد بن ملكشاه بود متوجه دفع او گشته در كنار آب خابور آتش قتال التهاب يافت و جاولى خود در هنگام هيجان معركه پيكار علمدار ارسلان را از پاى درآورد و ساير عراقيان بر روميان تاخته سپاه ارسلان منهزم گشتند ، و ارسلان تنها مانده در آن اثنا اسبش آغاز اچاليقى كرد و عنان تمالك و تماسك از دست قليچ ارسلان بيرون رفته اسب خود را در نهر خابور افكند و شعلهء حيات راكب مركوب فرونشست و روايتى آنكه جاولى امراء قليچ ارسلان را بفريفت تا او را در آب خابور افكندند و بر هر تقدير اين واقعه پدر را شنود با دانشمنديان وصلت كرده مدت نوزده سال فرمانفرمائى نمود و در سنهء ثمان و خمسين و خمسائه بعالم ديگر خراميد عز الدين قليج ارسلان بن مسعود قائم‌مقام پدر بود و او را ايزد تعالى ده پسر عنايت فرمود بدين ترتيب ركن الدين سليمان ناصر الدين بر كيارق قطب الدين ملكشاه نور الدين محمود معز الدين قيصرشاه محيى الدين مسعودشاه مغيث الدين طغرل نظام الدين . ارغونشاه سنجرشاه غياث الدين كيخسرو و اركان ملك عز الدين قليچ ارسلان بوجود اين اولاد امجاد بسان ايوان سبع شداد استحكام يافته طمع در قلمرو حكام دانشمندى كرد و سيواس و قيصريه را بحيز تسخير آورد و ذو النون دانشمندى از نور الدين محمود كه والى شام بود استمداد نمود و او فخر الدين عبد المسيح را با سپاهى بلا انتها بجانب روم فرستاد ذو النون باستطهار آن لشكر سيواس و قيصريه را باز ستد اما هم در آن اوقات نور الدين محمود بعالم ديگر انتقال نمود و نوبت ديگر سيواس و قيصريه به تحت تصرف قليچ ارسلان را مسلم گشت و قليچ ارسلان رايت استقلال ارتفاع داده ممالك روم را بر اولاد خود قسمت نمود هريك از پسران او بضبط و ربط ناحيهء كه پدر نامزد او كرده بود پرداخته تمامت اموال آنولايت را در مصالح خويش مصروف ميداشتند و فلسى به پدر نميدادند اما در سالى يك بار بقونيه كه دار الملك قليچ ارسلان بود رفته شرط ملازمت
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 398 | محمد جواد مشكور