به جاهاى صعب گريختند ، پنهان شدند هر كرا اندرون كوه يافتند كشتند ، از آنجا راند بسوى ولايت اشرف و شانزدهم ماه ذى الحجه بود كه ولايت اشرف را غارت كردند بعضى را كشتند بعضى را اسير كردند . بر هيچكس محابا نميكردند .
مغل روى اسيران برابر آتش ميگرفت به عذاب تمام ميكشت . هفت هزار آدمى از زن و بچهها از ولايت قرامان و اشرف ، مغل اسير كرد هرگز شفقت نميكردند . هربار كيغاتو ميگفت هرگز ميل مكنيد بكشيد . از آنجا راند بسوى شهر لاذيق مردمان از ترس دروازه را بستند كيغاتو طيره شد ، فرمود كه مغل بيكبارگى تيرباران كردند كسى مجال نگاه كردن نبود در حال شهر را ستدند . شمشير راندند سه شبان روز قتل و غارت بود ، اين واقعه روز شنبه بيست و نهم ماه ذى الحجه بود . بعد از اين بولايت منتشا تاختن كرد قتل و غارت كرد و خراب كرد باز گرديد اسيران را قطار اندر قطار بقونيه آوردند ، در ماه محرم سنهء احدى و تسعين و ستمايه چنان ظلم آغاز كرد كه در هيچ روزگار نشده بود . مغل مسلط شد چنان خرابى كردند در املاك مسلمانان كه به وصف نگنجد سيزدهم ماه صفر عزم قيصريه كرد هژده روز بيرون شهر قونيه فرود آمده بود ، از هژده سال درازتر نمود هر روز تا شب روز ميكردند مردمان از جان خود عاجز شده بودند ، در آن هژده روز دو بار بولايت قرامان تاختن كردند قتل و غارت كردند از آنجا بقيصريه رفته قريب شش ماه از در قونيه تا شهر لاذيق چنان آشوب بود كه مرغ نميپريد . چون رفتن كيغاتو را تركان شنيدند باز حركت كردند از هر طرف تاختن و خرابيها كردند باز آشوب پيدا شد .
روز يكشنبه يازدهم ماه شعبان سنه احدى و تسعين و ستمايه تركان قرامان باز تاختن آورد . كردوانكرد قونيه قبيله را زدند از گاو و گوسفند هرچه يافتند بردند ، بعد از پنج روز ديگر باز تاختن كردند از اشتر و گاو و گوسفند زدند غارت عظيم ، لشكر قونيه در پى رفتند بعضى را كشتند و بعضى را گريزانيدند گاو و گله را بازگردانيدند دو كس از خويشاوندان پسر قرامان كشته شده بود . از آن كينه خليل بهادر با لشكر انبوه بقرق بيكار فرود آمد به قصد قونيه ملك فرمود كه جوانان آماده كارزار شدند . روز عيد قربان آمد اهل شهر از تركان در خوف بودند ملك برادر سلطان مسعود فرمود كه تمامت سروران پرسلاح شدند بعظمت تمام خطيب را بميدان بردند بفراغت تمام نماز عيد را گزاردند بعد از روزى چند مردمان پسر اشرف قلعه كواله را در ميان شب دزديدند . بيم آشوب بدل مردمان افتاد اين واقعه در پانزدهم ماه ذى الحجه بود سنه اثنى عشر و تسعين و ستمايه . پيادگان آغاز كردند بغارت باغها و سوختن خانهها . چهل روز در دست اشرفيان بود اهل قونيه در عذاب بود جمال الدين و برادر سلطان سروران قونيه به اتفاقنامه فرستادند كه اين كار كه كردى كار بزرگست قلعه كواله لقمه بزرگست و كليد مماليك روم است نسل مغل منقطع نشد خاصه در تخت همچو كيغاتو خان هست به خون درويشان خود در ميا ، در ميان رفتن و آمدن قلعه را باز باهل تسليم كردند . فتح كواله در بيست و نهم محرم سنه
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: محمد جواد مشكور
ص٣٦٨