و ريشها را به شانه كرده گرد قلاع ارمن كه باستظهار ايشان عصيان كرده بودند برآوردند و سلطان و صاحب تا كنار دريا رفتند و هر كرا يافتند علف تيغ بىدريغ ساختند و با اموال و غنايم عزم اياب كردند و لشكر مغل از راه نكيده بقشلاق قازاوا رفتند و سلطان و صاحب كعود الحلى إلى العاطل « * » بقونيه آمدند و صاحب چندانكه بمشتاء قاز اوا بود استمالتنامها به اطراف ممالك چون قسطمونيه و سيمره و سينوب و نواحى اوج با خلع و اموال ارسال كرد و جملهء متمرّدان را در چنبر طاعت و دايرهء عبوديّت كشيد و رسوم محدث و قواعد نامحمود را رفع كرد و بر هركس به قدر مكنت و استظهار بىمحابا و ابقا مالى معيّن كردانيد و چون مهمّات روم ساخته و پرداخته شد و وجوه ابواب المال مضبوط گشت و نظر در دفاتر اوراق حسبانات بقاياى كه صاحب طغرائى قرض كرده بود و اموال كه اورتاق دولت را از راس المال و ربح بر نوّاب ديوان سلطنت متوجّه شده انداخت و وجوهى بيش از حصر و نهايت يافت كه اداء آن در حيّز امكان نمىآمد جهت رعايت غبطهء و ناموس سلطنت ارزنجان را با توابع بمبايعهء شرعى با ديگر اينجوها مضاف كردانيد تا ظهور احوال اين دودمان از تحمّل اثقال آن قروض خفّتى يافت و چون از كافهء مهمّات فراغ ميسّر گشت سلطان غياث الدين كيخسرو و صاحب فخر الدين را بمحاربت جمرى فرستاد و خويشتن روى ببندگى حضرة پادشاه نهاد و فرزند شرف الدين خواجه هارون را در ممالك روم بنوكرى كوهركا گذاشت تا كفايت مهامّ چنانك بايست برعايت رسانيد
هامش
* الاوامر العلائيه ص 705