تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
كز حدّ چو بگذشت گنه در تو اثر كرد * گردون چكند كيست ستاره چه بود مهر فرمان خدا بود حواله به قدر كرد * چون چرخ ز آشيب بلا خرج دگر كرد صد تير عنا بر جگر اهل هنر كرد « * »
آنگه خويشان مقاتيل را اجازت دادند تا سه روز او را معذّب داشتند روز چهارم سر نازنينش كه مستودع لطائف مسيحانى بود از تن جدا كردند و روح مطهّرش را با ساكنان قدس اتّصال يافت و چون قصّاد سر او را نزد سلطان ركن الدين بسيواس بردند امراء قدماء روم چون طرنطاى و سراج الدين پسر بجه «
a
» و تركرى و شجاع الدين پسر قزوينى و بيجار «
a
» و سائر امرا كه اجابت دعوت او كرده بودند خراب و خسارت يافتند و قاضى ختنى را «
a
» به طرف قونيه نزد سلطان عزّ الدين برسالت روانه گردانيدند كه از حضرت سلطنت ممالك را بما فرموده‌اند و در آن باب يرليغ همايون ناطق «
b
» و دو هزار مغل سوار فرموده‌اند كه جهت تأديب مخالفان در صحبت ما روانه شوند اگر انقياد حكم مىنماييد و ركن الدين را سلطان مىدانيد استقبال كنيد چون قاضى جمال الدين بقونيه پيوست و مردى اهل بود كار سهل شد يرليغ او را مسموع داشتند و قضاء قونيه را مقرّر كردند و نايب نشاند و حكم او در ساير ممالك نافذ شد و تقرير كردند كه هر سه برادر سلطان باشند و ركن الدين را [ كه ]
هامش
aP sans points .b.sic؟ ؟ ؟P* الاوامر العلائيه ص 587
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 267 | محمد جواد مشكور