تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مىورزيد و از كسى چيزى قبول نمىكرد و به قوت هر روزه قانع مىشد كار او در آن تورّع بجاى رسيد كه زن و مرد بستهء مدّ كمند اعتقاد او شدند و اگر كسى را المى و غمّى پيش آمدى و ميان زن و شوهر وحشت افتادى چون رجوع به دو كردندى تعويذى نوشتى و دادى فى الحال براحت مبدّل شدى و چون اتباع و اشياع او كثرت گرفتند از ديه بدرآمد و بر پشته نزديك ديه صومعهء ساخت و آنجا بارآت و تنسّك مشغول شد و بجز مريدى چند را به خود راه نمىداد و چنان اظهار مىكرد كه از طعام و شراب بكلّى مهاجرت كرده است و بر جوع و عطش مصابرت گزيده مريدان بهر طرف بمجامع اتراك و غيرهم مىفرستاد تا حدّى كه بخوارزميان كه در ولايت شام بودند فرستاده بود و تقبيح زندگانى سلطان غياث الدين كرده كه بشرب و مناهى مشغولست و بدين قربت خلق را به خود مىخواند و چون دلها بر محبّت و مودّت او قرار گرفت مريدى را به طرف كفر سود و ديگرى را بمرعش روان كرد و فرمود كه در فلان ماه فلان روز مخلصان ما را فرمان دهيد تا سوار شوند و روى بفتح بلاد آرند هركه نام ما شنود و با ايشان در قمع مفسدان يار شود او را در غنايم و اموال مساهم دانيد و هركه مخالفت نمايد بىهيچ محابا در قتل او اهمال نكنيد آن دو مريد بنابر «
a
» اشارت آن پير ضال بدان دو ولايت رفتند و آوازه در قبايل و خيل خانهاء اتراك انداختند
هامش
amots qui sont ici mal places , maisسلطان‌سيرتP pourraient etreسيرت‌سلطانqui apres avoir ete changes en. و آوازهlus apres