تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
دينار تعهّد فرمود چون قاصد احوال را بفخر الدين بازگفت بشاشت نمود و هر دم استعداد مىفرمود روز ديگر قاصد بيامد و جواب آورد كه چاره جز آن نيست كه در آهنين فصيل را بسوزيد و چون آن كار شده باشد و نار عمل حق كرده من در شب سياه حبال مجانيق را فروگذارم و سپاه را بالاى باره دفع كنم تا اين فتح ميسّر گردد به شرطى كه امير ظهير الدين از قرارى كه مىنهد تجاوز نفرمايد امير ظهير الدين در حال سوگند خورد و دست بر مصحف نهاد كه گرد نقض عهد به هيچ وجه نگردد و مرادات او را بكمال اهتمام تمام كند و جهت ملك صالح كه بحصن كيف است چهارصد هزار عدد برسم نعل بها بفرستد چون قاصد به شهر مراجعت كرد و چنانك شنيده بود باز گفت ابن دينار قاصد را باز كردانيد و گفت كه چهارصد هزار درم را تسليم كنند تا در صندوق نهى و مهر كنى و مراجعت سازى قاصد چون بازگشت و اين معنى عرض داشت امير ظهير الدين نزد چاولى رفت و قضيّه را باز راند و كافهء امرا را حاضر كردند و هر يكى از نقرينه و زرينه آنچه داشت در ميان آورد و بقاصد نمودند در صندوقها نهاد و مهر كرد و بازگشت روز ديگر سپاهيان تاك رز بسته بسته بر در مىبردند هرچند از بالا به زخم كشكنجير و تير دفع مىكردند فائده نمىداشت و چون در تمام انباشته گشت نفّاطان چابك دود تاك بر افلاك رسانيدند در سوخته گشت و آهنها فروريخت و چون استار ظلام مسدول شد ابن دينارى كمندها از باره درآويخت تا دلاوران جانسپارى كنند و بر برج آيند در ميان سپاهيان نسبت مبادرت