و نكيده را بيلان «
a
» نوغو به حكم اقطاع ارزانى داشت
ذكر حشر كردن ملك كامل به قصد ملك روم و انهزام يافتن و منكوب و مقهور بقاهره مراجعت نمودن « * »
در سنه 630 ملك كامل از عقد ناقص و شقاء خالص بر ملك مصر و حكم بلاد يمن اقتصار نماند بلكه ميخواست كه بطريق اضافت مملكت روم را نيز متصرّف كردد و قرابت و يكانگى را بوحشت و بيگانگى مبدّل كرداند فرعونوار آيت
فَحَشَرَ فَنادى
«
b
» برخواند و مثال داد تا برادران با عساكر چون سيل عرم بغتة بر ممالك روم هجوم كنند و تا سلطان را آگاهى يافتن او تاختن كرده باشد و بر تخت نشسته فى الحال اين معنى را ببارگاه شهريار انها كردند چون علم اشرف سلطان بانديشها مخبّط كامل محيط شد فرمود كه چون غرور پادشاهى
أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ
«
c
» او را بر فريب «
d
» و اعراض از قبلهء مودّت باعث گشت و بتسويل شيطان آهنگ جنگ اين دودمان كرد اميدست كه هرچه زودتر مقهور روى بقاهره نهد و از مكافات سيّئهء كه بر آن مصرّست تا مصر گريخته در مأتم شام جامه در نيل زند در حال كمال الدين كاميار را فرمود كه بىتوقّف با آنقدر لشكر كه بر درگاه حاضرست به طرف آقچه دربند توجّه سازد و احتياط آن بجا آرد و از حزم و درايتى كه ازو متعارفست هيچ باقى نگذارد چه مواكب همايون در عقب عزيمت خواهد فرمود امير كمال الدين با امرا و سروران سير بسرى پيوست تا بر سر دربند
هامش
aCp . p . 188 , Note a .bKor . 79 , 23 .cKor . 43 , 50 .d. فر ؟ ؟ ؟P* الاوامر العلائيه ص 436